عرفی»قطعات»شمارهٔ 17 - نشاه دلشمارهٔ 17 - نشاه دلشاعر: عرفیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: لینرسیدصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهیچ دل راه بر درش نسپردکه بسرحد کاملی نرسید2نقل کریںمشت خونی که ما بیروردیمبحد نشاه دلی نرسید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسخن شناسا گربیت بنده رد کردیخجل مباش که منهم ز خجلتم آزادعرفی»قطعات»شمارهٔ 16 - قدرت طبعاگلی نظمای بلهوس که آمده میهمان وعظوقتی بیا که زهر بکامت شکر بودعرفی»قطعات»شمارهٔ 18 - مهمان وعظماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور