صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 19 - در مدح جلال الدین اکبرشاه

شمارهٔ 19 - در مدح جلال الدین اکبرشاه

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اننرگس

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

کجا بحسن بود با تو همعنان نرگس

تو چشم عالمی و چشم بوستان نرگس

22

بعشوه باج گرفتی زبوستان افروز

اگر چو چشم تو بودی کرشمه دان نرگس

33

فتاد چشم تو بیمار و ترک عشوه گرفت

زپشت پای بر آرد سراین زمان نرگس

44

خمار مستی خود را بغمزه تو فروخت

دگر نماند متاعیش در دکان نرگس

55

نهاد چشم تو مسند به پیشگاه بهشت

اگر بزیر نگین یافت بوستان نرگس

66

نکرده جرمی و از شرم بر زمین بیند

ازین صفت شده مقبول مردمان نرگس

77

بعالم آمده خسرو ترنج زر بر کف

ز جهل نامش کردند سادگان نرگس

88

گهی شراب ، گهی شربت بنفشه خورد

ز جام لاله که شوخ است و ناتوان نرگس

99

بحسن لیلی باغ است لیک مجنون وار

نهاده بر سر هر موی آشیان نرگس

1010

عروس حجله باغ است و از حریر سپید

کشیده مقنعه برگرد روی از آن نرگس

1111

زبان طعنه سوسن زکام چون نکشد

اگر نه روی چمن دیده در میان نرگس

1212

زلاله کرد بظاهر قبول دعوی حسن

ولی نهان زده چشمک به ارغوان نرگس

1313

بجای خون خورشش در رحم مگر میبود

که مست شد متولد ببوستان نرگس

1414

زبسکه نیست بخویش اعتمادش از مستی

نهاده در بغل لاله سرمه دان نرگس

1515

برای طفل بنفشه ز غنچه سیراب

فروگذاشته پستان چو دایگان نرگس

1616

چمن ز سایه سنبل هزار شب دارد

اگر چه ساخته خورشید را عیان نرگس

1717

کشد زهر سر مو شعله لیک این عجب است

که بی فتیله بود شمع بوستان نرگس

1818

فراسیاب چمن راست بهر جنگ خزان

سمند باد وزره سبزه و سنان نرگس

1919

لباس خضر بپوشید و طاس بازی کرد

ز شیخکان مشعبد دهد نشان نرگس

2020

سحر که دیده گردون بشش جهت باز است

کند بشعبده تقلید آسمان نرگس

2121

کسی ندیده بعالم قماش نور افشان

مگر گرفته زبر جیس طیلسان نرگس

2222

چو غنچه کیسه پر از زرکن ای چمن که دگر

رساند بر در دروازه کاروان نرگس

2323

مگر بدامن احسان شاه زد پنجه

که گنج سیم وزرش رویداز بنان نرگس

2424

خیال کجرویش سایه بر دماغ افکند

کش اوفتاد ز سر مغز در دهان نرگس

2525

مگر ز نعمت خلقش بهار خوان آراست

که چشم دوخته برصحن بوستان نرگس

2626

ز بسکه حور و ملک دیده بر درش سودند

سزد که رویدش از خاک آستان نرگس

2727

اگر بخواب ببیند جمال رفعت او

کلاه گوشه رساند به آسمان نرگس

2828

صبا زحاجب او نرخ سرمه می پرسد

مگر بخاک درش دوخت دیدگان نرگس

2929

اگر بصحن چمن فی المثل شجاعت او

دهد نهیب که هین یاسمین و هان نرگس

3030

چو عکس لاله زند یاسمین در آب آتش

چو شاخ بید کشد خنجر از میان نرگس

3131

بصحن باغ زگنجینه امانت او

بدوش دیده کشد گنج شایگان نرگس

3232

اگر بدست کند گرد راه او بنهد

دکان سرمه فروشی زدیدگان نرگس

3333

اگر بنامیه عنفش تسلط آموزد

بدست قوس قزح بشکند کمان نرگس

3434

سیادت تو جهان را برنگ و بو دارد

زخستگی است چنین خرم و جوان نرگس

3535

کنند سجده برش سرکشان باغ اگر

نشان دهی که نچیند کسی فلان نرگس

3636

نجوم ثابت و سیار بر تو افشانند

اگر هوس کنی از باغ آسمان نرگس

3737

دوچشم خویش بناخن برآورد رضوان

اگر طلب کنی از روضه جنان نرگس

3838

زبحر دست تو جدول مگر بریده که هست

بجای آب ز فواره زرفشان نرگس

3939

اگر ز لذت مدح تو آگهی یابد

بجای چشم برون آورد زبان نرگس

4040

ز باغ لطف تو گلها دمد که برچیند

فضاله چین ز کران سوسن از میان نرگس

4141

چنان هوای تو بگرفت پای تا بسرش

که جای مغز نماندش در استخوان نرگس

4242

نعیم وجود تو مخصوص جنس حیوان نیست

ز پای تا بسر آمد شکم از آن نرگس

4343

شمایل تو نویسد بنورسان چمن

زبان کلکش از آن گشت گلفشان نرگس

4444

مبارزان ترا زاشتیاق چهره وچشم

ز تیغ لاله برون آید از سنان نرگس

4545

نظر ببخت حسودت گشاد از آنرو یافت

سپیدی مژه در بدو عنفوان نرگس

4646

دیار خلق تو بی فضله آنچنان که خرند

برای هیزم گلخن ز باغبان نرگس

4747

بدون فیض تو بینا کجا شود هر چند

ز بوی جامه یوسف دهد نشان نرگس

4848

زدیش برسر دستار وزین خیال گذشت

که سر بر آورد از جیب آسمان نرگس

4949

ز باغ مدح تو دوشیزگان خاطر من

بسر زدند زشوخی یکان یکان نرگس

5050

سزد که دیر بخدام روضه تو رسد

که کرده دامن هر بیت را گران نرگس

5151

چو مجلس تو زگلهای چینیش ننگ است

بدامن از چه کنند این بهشتیان نرگس

5252

بر این چمن نظری کن که از میانه او

دمیده سنبل و ریحان و از کران نرگس

5353

تبارک الله ازین باغ دلگشا که در او

بچار فصل بود تازه و جوان نرگس

5454

نسیم نسبت مدحت گشاد غنچه او

وگرنه چون رهد از آفت خزان نرگس

5555

زبسکه داشت زخلقت امید عفو و عطا

بشهر مدح تو آورده کاروان نرگس

5656

ببزم مدح تو مهمان بود ولی ز ادب

صف نعال گزیند چو میزیان نرگس

5757

ز فیض نسبت مدح تو تاجداری یافت

ز پشت پای بر آرد سراین زمان نرگس

5858

ببین که از چمن طبع من بمجلس تو

چگونه گشت ز دنبال هم روان نرگس

5959

نهند گوش ملایک به جای نرگسدان

ز باغ طبع چو بخشم به عرشیان نرگس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آمد آشفته بخوابم شبی آن مایه ناز

بروش مهر فزاو بنگه صبر گداز

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 18 - درثنا وستایش

اگلی نظم

این بارگاه کیست که گویند بی هراس

کای اوج عرش سطح حضیض ترا مماس

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 20 - درستایش حضرت امیر علیه السلام

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور