صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »لیلی و مجنون
  4. »بخش 18 - حکایت

بخش 18 - حکایت

شاعر: نظامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

کبکی به دهن گرفت موری

می‌کرد بر آن ضعیف زوری

22

زد قهقهه مور بیکرانی

کای کبک، تو این چنین ندانی

33

شد کبک دَری ز قهقهه سست

کاین پیشهٔ من نه پیشهٔ تست

44

چون قهقهه کرد کبک حالی

منقار ز مور کرد خالی

55

هر قهقهه کاین چنین زند مرد

شک نه که شکوه ازو شود فرد

66

خنده که نه در مقام خویش است

در خورد هزار گریه بیش است

77

چون من ز پی عذاب و رنجم

راحت به کدام عشوه سنجم؟

88

آن پیر خری که می‌کشد بار

تا جانش هست می‌کند کار

99

آسودگی آنگهی پذیرد

کز زیستنِ چنین بمیرد

1010

در عشق چه جای بیم تیغ است؟

تیغ از سر عاشقان دریغ است

1111

عاشق ز نهیب جان نترسد

جانان‌طلب از جهان نترسد

1212

چون ماه من اوفتاد در میغ

دارم سرِ تیغ کو سرِ تیغ؟

1313

سر کاو ز فدا دریغ باشد

شایستهٔ تشت و تیغ باشد

1414

زین جان که بر آتش اوفتاده‌ است

با ناخوشی‌ام خوش اوفتاده‌ است

1515

جانی است مرا بدین تباهی

بگذار‌، ز جان من چه خواهی؟

1616

مجنون چو حدیث خود فرو گفت

بگریست پدر بدانچه او گفت

1717

زین گوشه پدر نشسته گریان

زانسو پسر اوفتاده عریان

1818

پس بار دگر به خانه بردش

بنواخت به دوستان سپردش

1919

وان شیفته‌دل به شوربختی

می‌کرد صبوریی به سختی

2020

روزی دو سه در شکنجه می‌زیست

زانگونه که هر که دید بگریست

2121

پس پرده درید و آه برداشت

سوی در و دشت راه برداشت

2222

می‌زیست به رنج و ناتوانی

می‌مرد کدام زندگانی

2323

چون گرم شدی به عشق وجدش

بردی به نشاط گاه نجدش

2424

بر نجد شدی چو شیر سرمست

آهن بر پای و سنگ بر دست

2525

چون برزدی از نفیر جوشی

گفتی غزلی به هر خروشی

2626

از هر طرفی خلایق انبوه

نظاره شدی به گرد آن کوه

2727

هر نادره‌ای کز او شنیدند

در خاطر و در قلم کشیدند

2828

بردند به تحفه‌ها در آفاق

زان غنیه غنی شدند عشاق

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون دید پدر به حال فرزند

آهی بزد و عمامه بفکند

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 17 - پند دادن پدر مجنون را

اگلی نظم

سر دفتر آیت نکویی

شاهنشه ملک خوبرویی

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 19 - در احوال لیلی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور