صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »لیلی و مجنون
  4. »بخش 20 - خواستاری ابن‌سلام لیلی را

بخش 20 - خواستاری ابن‌سلام لیلی را

شاعر: نظامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

فهرست‌کش نشاط این باغ

بر ران سخن چنین کشد داغ

22

کان‌روز که مه به باغ می‌رفت

چون ماهِ دو‌هفته کرده هر هفت

33

گل بر سر سرو دسته بسته

بازار گلاب و گل شکسته

44

زلفین مسلسلش گره‌گیر

پیچیده چو حلقه‌های زنجیر

55

در ره ز بنی‌اسد جوانی

دیدش چو شکفته گلستانی

66

شخصی هنری به‌سنگ و سایه

در چشم عرب بلند پایه

77

بسیار قبیله و قرابات

کارش همه خدمت و مراعات

88

گوش همه خلق بر سلامش

بخت ابن‌سلام کرده نامش

99

هم سیم خدا و هم قوی‌پشت

خلقی سوی او کشیده انگشت

1010

از دیدن آن چراغ تابان

در چاره چو باد شد شتابان

1111

آگه نه که گرچه گنج بازد

با باد چراغ در نسازد

1212

چون سوی وطن‌گه آمد از راه

بودش طمع وصال آن ماه

1313

مه را نگرفت کس در آغوش

این نکته مگر شدش فراموش

1414

چاره طلبید و کس فرستاد

در جستن عقد آن پری‌زاد

1515

تا لیلی را به خواستاری

در موکب خود کشد عماری

1616

نیرنگ نمود و خواهش انگیخت

خاکی شد و زر چو خاک می‌ریخت

1717

پذرفت هزار گنج شاهی

وز رَم گله بیش از آنکه خواهی

1818

چون رفت میانجی سخنگوی

در جستن آن نگار دلجوی

1919

خواهش‌گری‌ای به دست‌بوسی

می‌کرد ز بهر آن عروسی

2020

هم مادر و هم پدر نشستند

وامید در آن حدیث بستند

2121

گفتند سخن به جای خویش است

لیکن قدری درنگ پیش است

2222

کاین تازه بهار بوستانی

دارد عَرَضی ز ناتوانی

2323

چون ما ز بهیش باز خندیم

شکرانه دهیم و عقد بندیم

2424

این عقد نشان سود باشد

انشاءالله که زود باشد

2525

اما نه هنوز روزکی چند

می‌باید شد به وعده خرسند

2626

تا غنچهٔ گل شکفته گردد

خار از در باغ رفته گردد

2727

گردنش به طوق زر درآریم

با طوق زرش به تو سپاریم

2828

چون ابن‌سلام از آن نیازی

شد نامزد شکیب سازی

2929

مرکب به دیار خویشتن راند

بنشست و غبار خویش بنشاند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سر دفتر آیت نکویی

شاهنشه ملک خوبرویی

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 19 - در احوال لیلی

اگلی نظم

لیلی پسِ پردهٔ عماری

در پرده‌دری ز پرده‌دار‌ی

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 21 - رسیدن نوفل به مجنون

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور