صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه
  4. »بخش 19 - خلوت ساختن اسکندر با هفت حکیم در آفرینش نخست

بخش 19 - خلوت ساختن اسکندر با هفت حکیم در آفرینش نخست

شاعر: نظامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

مغنی بیار آن ره باستان

مرا یاریی ده در این داستان

22

زدستان گیتی مگر جان برم

بر این داستان ره به پایان برم

33

چنین آمد از فیلسوف این سخن

که چون شد به شه تازه روز کهن

44

به فیروزی بخت فرخنده فال

درآمد به بخشیدن ملک و مال

55

ز بس بخشش او در آن مرز و بوم

برافتاد درویشی از اهل روم

66

نهادند سر خسروان بردرش

به فرماندهی گشته فرمان برش

77

به فرخندگی شاه فیروز بخت

یکی روز برشد به فیروزه تخت

88

سخن راند از انصاف و از دین و داد

گهی درج می‌بست و گه می‌گشاد

99

چو لختی سخن گفت از آن در که بود

به خلوتگه خویش رغبت نمود

1010

از آن فیلسوفان گزین کرد هفت

که بر خاطر کس خطائی نرفت

1111

ارسطو که بد مملکت را وزیر

بلیناس برنا و سقراط پیر

1212

فلاطون و والیس و فرفوریوس

که روح القدس کردشان دست‌بوس

1313

همان هفتمین هرمس نیک رای

که بر هفتمین آسمان کرد جای

1414

چنین هفت پرگار بر گرد شاه

در آن دایره شه شده نقطه گاه

1515

طرازنده بزمی چو تابنده هور

هم از باده خالی هم از باد دور

1616

دل شه در آن مجلس تنگبار

به ابرو فراخی درآمد به کار

1717

به دانندگان راز بگشاد و گفت

که تا کی بود راز ما در نهفت

1818

بسی شب به مستی شد و بیخودی

گذاریم یک روز در بخردی

1919

یک امروز بینیم در ماه و مهر

گشائیم سر بسته‌های سپهر

2020

بدانیم کاین خرگه گاو پشت

چگونه درآمد به خاک درشت

2121

چنین بود تا بود بالا و زیر

بدانسان که بد گفت باید دلیر

2222

چنان واجب آمد به رای درست

که ترکیب اول چه بود از نخست

2323

چه افزایش و کاهش نو بنو

بنا بود پیشینه شد پیشرو

2424

نخستین سبب را در این تاروپود

بجوئیم از اجرام چرخ کبود

2525

بدین زیرکی جمعی آموزگار

نیارد به‌هم بعد از این روزگار

2626

ندانیم کز مادر این راه رنج

کرا پای خواهد فروشد به گنج

2727

بگوئید هر یک به فرهنگ خویش

که این کار از آغاز چون بود پیش

2828

به تقدیر و حکم جهان آفرین

نخست آسمان کرده شد با زمین

2929

بیا تا برون آوریم از نهفت

که اول بهار جهان چون شکفت

3030

چگونه نهادش بنا گر بنا؟

چه بانگ آمد از ساز اول غنا؟

3131

چو شاه این سخن را سرآغاز کرد

چنان گنج سربسته را باز کرد

3232

ز تاریخ آن کارگاه کهن

فروبست بر فیلسوفان سخن

3333

ولیکن نیوشنده را در جواب

سخن واجب آمد به فکر صواب

3434

چنان رفت رخصت به رای درست

کارسطو کند پیشوائی نخست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مغنی غنا را درآور به جوش

که در باغ‌، بلبل نباید خموش

نظامی»خمسه»اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه»بخش 18 - گفتار حکیم هند با اسکندر

اگلی نظم

ارسطوی روشن‌دل هوشمند

ثنا گفت بر تاجدار بلند

نظامی»خمسه»اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه»بخش 20 - گفتار ارسطو

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور