صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 81 - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

بخش 81 - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

نکیسا چون زد این افسانه بر چنگ

ستای باربد برداشت آهنگ

2

عراقی وار بانگ از چرخ بگذاشت

به آهنگ عراق این بانگ برداشت

3

نسیم دوست می‌یابد دماغم

خیال گنج می‌بیند چراغم

4

کدامین آب خوش دارد چنین جوی

کدامین باد را باشد چنین بوی

5

مگر وقت شدن طاوسِ خورشید

پَر افشان کرد بر گلزار جمشید

6

مگر سروی ز طارم سر برآورد

که ما را سربلندی بر سر آورد

7

مگر ماه آمد از روزن در افتاد

که شب را روشنی در منظر افتاد

8

مگر باد بهشت اینجا گذر کرد

که چندین خرمی در ما اثر کرد

9

مگر باز سپید آمد فرا دست

که گلزار شب از زاغ سیه رست

10

مگر با ماست آب زندگانی

که ما را زنده دل دارد نهانی

11

مگر اقبال شمعی نو برافروخت

که چون پروانه غم را بال و پر سوخت

12

مگر شیرین ز لعل افشاند نوشی

که از هر گوشه‌ای خیزد خروشی

13

بگو ای دولت آن رشک پری را

که باز آور به ما نیک اختری را

14

ترا بسیار خصلت جز نکویی‌ست

بگویم راست مردی راستگویی‌ست

15

منم جو کشته و گندم دروده

ترا جو داده و گندم نموده

16

مبین کز توسنی خشمی نمودم

تواضع بین که چون رام تو بودم

17

نبرد دزد هندو را کسی دست

که با دزدی جوانمردیش هم هست

18

ندارم نیم دل در پادشاهی

ولیکن درد دل چندان که خواهی

19

لگدکوب غمت زان گشت روحم

که بخت بد لگد زد بر فتوحم

20

دلم خون گرید از غم چون نگرید

کدامین ظالم از غم خون نگرید

21

تنم ترسد ز هجران چون نترسد

کدامین عاقل از مجنون نترسد

22

چو بی‌زلف تو بیدل بود دستم

دل خود را به زلفت باز بستم

23

به خلوت با لبت دارم شماری

وز اینم کردنی‌تر نیست کاری

24

گَرَم خواهی به خلوت بار دادن

به جای گل چه باید خار دادن؟

25

از آن حقه که جز مرهم نیاید

بده زآن، کو به دادن کم نیاید

26

چه باشد کز چنان آب حیاتی

به غارت‌بُرده‌ای، بخشی زکاتی؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نکیسا بر طریقی کان صنم خواست

فرو گفت این غزل در پرده راست

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 80 - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین

اگلی نظم

چو بر زد باربد زین سان نوایی

نکیسا کرد از آن خوشتر ادایی

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 82 - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور