نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 41 - غزل خواندن مجنون نزد لیلیبخش 41 - غزل خواندن مجنون نزد لیلیشاعر: نظامیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآیا تو کجا و ما کجاییمتو زانِ کهای و ما تراییم22نقل کریںماییم و نوای بینواییبسمالله اگر حریف مایی33نقل کریںافلاسخرانِ جانفروشیمخز پارهکن و پلاس پوشیم44نقل کریںاز بندگی زمانه آزادغم شاد به ما و ما به غم شاد55نقل کریںتشنه جگر و غریق آبیمشبکور و ندیم آفتابیم66نقل کریںگمراه و سخن ز رهنماییدر ده نه و لاف کدخدایی77نقل کریںده رانده و دهخدای نامیمچون ماه به نیمهٔ تمامیم88نقل کریںبیمهره و دیده، حُقه بازیمبیپا و رکیب رخش تازیم99نقل کریںجز در غم تو قدم نداریمغمدار توییم و غم نداریم1010نقل کریںدر عالم اگرچه سست خیزیمدر کوچگَهِ رحیل تیزیم1111نقل کریںگویی که بمیر در غمم زارهستم ز غم تو اندرین کار1212نقل کریںآخر بزنم به وقت حالیبر طبل رحیل خود دوالی1313نقل کریںگرگ از دمه گر هراس داردبا خود نمد و پلاس دارد1414نقل کریںشبخوش مکنم که نیست دلکشبیتو شب ما و آنگهی خوش1515نقل کریںنا آمده رفتن این چه ساز است؟ناکِشته درودن این چه راز است؟1616نقل کریںبا جان منت قدم نسازدیعنی که دو جان بهم نسازد1717نقل کریںتا جان نرود ز خانه بیروننایی تو از این بهانه بیرون1818نقل کریںجانی به هزار بار نامهمعزول کنش ز کارنامه1919نقل کریںجانی به از این بیار در دهپایی به از این به کار در نه2020نقل کریںهر جان که نه از لب تو آیدآید به لب و مرا نشاید2121نقل کریںوان جان که لب تواَش خزانهستگنجینهٔ عمر جاودانهست2222نقل کریںبسیار کسان ترا غلامانداما نه چو من مطیع ناماند2323نقل کریںتا هست ز هستی تو یادمآسوده و تندرست و شادم2424نقل کریںوانگه که ز دل نیارمت یادباشم به دلی که دشمنت باد2525نقل کریںزین پس تو و من، من و تو زین پسیک دل به میان ما دو تن بس2626نقل کریںوان دل دل تو چنین صواب استیعنی دل من دلی خراب است2727نقل کریںصبحی تو و با تو زیست نتوانالا به یکی دل و دو صد جان2828نقل کریںدر خود کشمت که رشته یکتاستتا این دو عدد شود یکی راست2929نقل کریںچون سکهٔ ما یگانه گرددنقش دویی از میانه گردد3030نقل کریںبادام که سکه نغز داردیک تن بود و دو مغز دارد3131نقل کریںمن با توام آنچه مانده بر جایکفشی است برون فتاده از پای3232نقل کریںآنچ آن من است با تو نور استدورم من از آنچه از تو دور است3333نقل کریںتن کیست که اندرین مقامشبر سکهٔ تو زنند نامش3434نقل کریںسر نزلِ غم تو را نشایدزیرِ عَلمِ تو را نشاید3535نقل کریںجانیست جریده در میان چستوان نیز نه با من است با تست3636نقل کریںتو سگدل و پاسبانْت سگرویمن خاک ره سگان آن کوی3737نقل کریںسگبانی تو همیگزینمدر جنب سگان از آن نشینم3838نقل کریںیعنی ددگان مرا به دنبالهستند سگان تیز چنگال3939نقل کریںتو با زر و با درم همه سالخالت درم و زر است خلخال4040نقل کریںتا خال درموش تو دیدمخلخال ترا درم خریدم4141نقل کریںابر از پی نوبهار بگریستمجنون ز پی تو زار بگریست4242نقل کریںچرخ از رخ مه جمال گیردمجنون به رخ تو فال گیرد4343نقل کریںهندوی سیاه پاسبان استمجنون به بر تو همچنان است4444نقل کریںبلبل ز هوای گل به گَرد استمجنون ز فراق تو به درد است4545نقل کریںخلق از پی لعل میکند کانمجنون ز پی تو میکند جان4646نقل کریںیارب چه خوش اتّفاق باشد!گر با منت اشتیاق باشد4747نقل کریںمهتابشبی چو روز روشنتنها من و تو میان گلشن4848نقل کریںمن با تو نشسته گوش در گوشبا من تو کشیده نوش در نوش4949نقل کریںدر بر کشمت چو رود در چنگپنهان کنمت چو لعل در سنگ5050نقل کریںگردم ز خمار نرگست مستمستانه کشم به سنبلت دست5151نقل کریںبر هم شکنم شکنج گیسوتتا گوش کشم کمان ابروت5252نقل کریںبا نارِ برت نشست گیرمسیب زنخت به دست گیرم5353نقل کریںگه نار ترا چو سیب سایمگه سیب تو را چو نار خایم5454نقل کریںگه زلف برافکنم به دوشتگه حلقه برون کنم ز گوشت5555نقل کریںگاه از قصبت صحیفه شویمگه با رطبت بدیهه گویم5656نقل کریںگه گِرد گُلت بنفشه کارمگاهی ز بنفشه گل برآرم5757نقل کریںگه در بر خود کنم نشستتگه نامهٔ غم دهم به دستت5858نقل کریںیار اکنون شو، که عمر یار استکار است به وقت و وقت کار است5959نقل کریںچشمه منما چو آفتابممفریب ز دور چون سرابم6060نقل کریںاز تشنگی جمالت ای جانجو جو شدهام چو خالت ای جان6161نقل کریںیک جو ندهی دلم در این کارخوناب دلم دهی به خروار6262نقل کریںغم خوردنِ بیتو میتوانممی خوردن با تو نیز دانم6363نقل کریںدر بزم تو می خجسته فال استیعنی به بهشت، می حلال است6464نقل کریںاین گفت و گرفت راه صحراخون در دل و در دماغ صفرا6565نقل کریںوان سرو رونده زان چمنگاهشد رویگرفته سوی خرگاه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظملیلی نه که لعبتِ حصاریدز بانویِ قلعهٔ عمارینظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 40 - خواندن لیلی مجنون رااگلی نظمدانای سخن چنین کند یادکز جملهٔ منعمان بغدادنظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 42 - آشنا شدن سلام بغدادی با مجنون◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظملیلی نه که لعبتِ حصاریدز بانویِ قلعهٔ عمارینظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 40 - خواندن لیلی مجنون را
اگلی نظمدانای سخن چنین کند یادکز جملهٔ منعمان بغدادنظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 42 - آشنا شدن سلام بغدادی با مجنون