صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »لیلی و مجنون
  4. »بخش 32 - آگاهی مجنون از مرگ پدر

بخش 32 - آگاهی مجنون از مرگ پدر

شاعر: نظامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

روزی ز قضا به وقت شبگیر

می‌رفت شکاری‌ای به نخجیر

22

بر نجد نشسته بود مجنون

چون بر سر تاج دُر مکنون

33

صیاد چو دید بر گذر شیر

بگشاد در او زبان چو شمشیر

44

پرسید ورا چو سوگواران

کای دور از اهل بیت و یاران

55

فارغ که ز پیش تو پسی هست

یا جز لیلی ترا کسی هست

66

نز مادر و نز پدر بیادت

بی‌شرم کسی که شرم بادت

77

چون تو خلفی به خاک بهتر

کز ناخلفی برآوری سر

88

گیرم ز پدر به زندگانی

دوری طلبیدی از جوانی

99

چون مرد پدر ترا بقا باد

آخر کم از آنکه آریش یاد؟

1010

آیی به زیارتش زمانی

واری ز ترحمش نشانی

1111

در پوزش تربتش پناهی

عذری ز روان او بخواهی

1212

مجنون ز نوای آن کج آهنگ

نالید و خمید راست چون چنگ

1313

خود را ز دریغ بر زمین زد

بسیار تپانچه بر جبین زد

1414

ز آرام و قرار گشت خالی

تا گور پدر دوید حالی

1515

چون شوشهٔ تربت پدر دید

الماس شکسته در جگر دید

1616

بر تربتش اوفتاد بی‌هوش

بگرفتش چون جگر در آغوش

1717

از دوستی روان پاکش

تر کرد به آب دیده خاکش

1818

گه خاک ورا گرفت در بر

گه کرد ز درد خاک بر سر

1919

زندانی روز را شب آمد

بیمار شبانه را تب آمد

2020

او خود همه ساله در ستم بود

کز گام نخست اسیر غم بود

2121

آنکس که اسیر بیم گردد

چون باشد چون یتیم گردد

2222

نومید شده ز دستگیری

با ذل یتیمی و اسیری

2323

غلطید بران زمین زمانی

می‌جست ز هم نشین نشانی

2424

چون غمخور خویش را نمی‌یافت

از غم خوردن عنان نمی‌تافت

2525

چندان ز مژه سرشک خون ریخت

کاندام زمین به خون برآمیخت

2626

گفت ای پدر ای پدر کجایی؟

کافسر به پسر نمی‌نمایی

2727

ای غمخور من کجات جویم

تیمار غم تو با که گویم

2828

تو بی پسری صلاح دیدی

زان روی به خاک درکشیدی

2929

من بی‌پدری ندیده بودم

تلخ است کنون که آزمودم

3030

سرکوفت دوریم مکن بیش

من خود خجلم ز کردهٔ خویش

3131

فریاد برآید از نهادم

کاید ز نصیحت تو یادم

3232

تو رایض من به کش خرامی

من توسن تو به بد لگامی

3333

تو گوش مرا چو حلقهٔ زر

من دور ز تو چو حلقه بر در

3434

من کرده درشتی و تو نرمی

از من همه سردی از تو گرمی

3535

تو در غم جان من به صد درد

من گرد جهان گرفته ناورد

3636

تو بستر من ز گرد رفته

من رفته به ترک خواب گفته

3737

تو بزم نشاط من نهاده

من بر سر سنگی اوفتاده

3838

تو گفته دعا و اثر نکرده

من کشته درخت و بر نخورده

3939

جان دوستی ترا به هر دم

یاد آرم و جان برآرم از غم

4040

بر جامه ز دیده نیل پاشم

تا کور و کبود هر دو باشم

4141

آه ای پدر آه از آنچه کردم

یک درد نه با هزار دردم

4242

آزردمت ای پدر نه بر جای

وای ار بحلم نمی‌کنی وای

4343

آزار تو راه ما مگیراد

ما را به گناه ما مگیراد

4444

ای نوردهِ ستارهٔ من

خوشنودی تست چارهٔ من

4545

ترسم کُندم خدای مأخوذ

گر تو نشوی ز بنده خوشنود

4646

گفتی جگر منی به تقدیر

وانگاه بدین جگر زنی تیر

4747

گر من جگر توام متابم

چون بی نمکان مکن کبابم

4848

زینسان جگرت به خون گشایی

تو در جگر زمین چرایی؟

4949

خون جگرم خوری بدین روز

خوانی جگرم زهی جگر سوز

5050

با من جگرت جگر خور افتاد

کاتش به چنین جگر در افتاد

5151

گر در حق تو شدم گنه کار

گشتم به گناه خود گرفتار

5252

گر پند به گوش در نکردم

از زخم تو گوشمال خوردم

5353

زینگونه دریغ و آه می‌کرد

روزی به شبی سیاه می‌کرد

5454

تا شب علم سیاه ننمود

ناله‌اش ز دهل زدن نیاسود

5555

چون هاتف صبح دم برآورد

وز کوه شفق علم برآورد

5656

اکسیری صبح کیمیاگر

کرد از دم خویش خاک را زر

5757

آن خاک روان ز روی آن خاک

بر پشتهٔ نجد رفت غمناک

5858

می‌کرد همان سرشک باری

اما به طریق سوگواری

5959

می‌زد نفسی به شور بختی

می‌زیست به صد هزار سختی

6060

می‌برد ز بهر دلفروزی

روزی به شبی شبی به روزی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون دید پدر که دردمند است

در عالم عشق شهربند است

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 31 - وداع کردن پدر مجنون را

اگلی نظم

صاحب‌خبرِ فسانه‌پرداز

زین قصه خبر چنین کند باز

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 33 - انس مجنون با وحوش و سباع

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور