صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 83 - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

بخش 83 - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

Toggle stanza 1
11

نکیسا چون زد این طیاره بر چنگ

ستای باربد برداشت آهنگ

22

به آواز حزین چون عذرخواهان

روان کرد این غزل را در سپاهان

33

سحرگاهان که از می مست گشتم

به مستی بر در باغی گذشتم

44

بهاری مشگبو دیدم در آن باغ

به چنگ زاغ و در خون چنگ آن زاغ

55

گلی صدبرگ با هر برگ، خاری

به زندان کرده گنجی در حصاری

66

حصاری لعبتی در بسته بر من

حصاری قفل او نشکسته دشمن

77

بهشتی پیکری از جان سرشتش

ز هر میوه درختی در بهشتش

88

ز چندان میوه‌های تازه و تر

ندیدم جز خماری خشک در سر

99

پری‌رویی که در دل خانه کرده

1010

دلم را چون پری دیوانه کرده

1111

به بیداری دماغم هست رنجور

کز اندیشه‌ام نمی‌گردد پری دور

1212

و گر خسبم به مغزم بر دهد تاب

پری وارم کند دیوانه در خواب

1313

پری را هم دل دیوانه جوید

در آبادی نه در ویرانه جوید

1414

همانا کان پری روی فسون سنج

در آن ویرانه زان پیچید چون گنج

1515

گر آن گنج آید از ویرانه بیرون

به تاجش بر نهم چون در مکنون

1616

به خواب‌ِ نرگس جادوش سوگند

که غمزه‌ش کرد جادو را زبان‌بند

1717

به دود افکندن‌ِ آن زلف سرکش

که چون دودافکنان در من زد آتش

1818

به بانگ زیورش کز شور خلخال

در آرد مرده صد ساله را حال

1919

به مروارید دیباهای مهدش

به مروارید شیرین‌کار شهدش

2020

به عنبر سودنش بر گوشه تاج

به عقد آمودنش بر تخته عاج

2121

به نازش کز جبایت بی‌نیاز است

به عذرش کان بسی خوشتر ز ناز است

2222

به طاق آن دو ابروی خمیده

مثالی زان دو طغرا بر کشیده

2323

بدان مژگان که چون بر هم زند نیش

کند زخمش دل هاروت را ریش

2424

به چشمش کز عتابم کرد رنجور

به چشمک کردنش کز در مشو دور

2525

بدان عارض کز او چشم آب گیرد

ز تری نکته بر مهتاب گیرد

2626

بدان گیسو که قلعه‌ش را کمند است

چو سرو قامتش بالا بلند است

2727

به مارافسایی آن طره و دوش

به چنبر بازی آن حلقه و گوش

2828

بدان نرگس که از نرگس گرو برد

بدان سنبل که سنبل پیش او مرد

2929

بدان سی و دو دانه لؤلؤ تر

که دارد قفلی از یاقوت بر در

3030

به سحر آن دو بادام کمربند

به لطف آن دو عناب شکر خند

3131

به چاه آن زنخ بر چشمه ماه

که دل را آب از آن چشمه‌ست و آن چاه

3232

به طوق غبغبش گویی که آبی

معلق گشته است از آفتابی

3333

بدان سیمین دو نار نرگس افروز

که گِردی بستد از نارنج نوروز

3434

به فندق‌های سیمینش ده انگشت

که قاقم را ز رشک خویشتن کشت

3535

بدان ساعد که از بس رونق و آب

چو سیمین تخته شد بر تخت سیماب

3636

بدان نازک‌میان‌ِ شوشه‌اندام

ولیکن شوشه‌ای از نقره خام

3737

به سیمین ساق او گفتن نیارم

که گر گویم به شب خفتن نیارم

3838

به خاک پای او کز دیده بیش است

بدو سوگند من بر جای خویش است

3939

که گر دستم دهد کآرم به دستش

میان جان کنم جای نشستش

4040

ز دستم نگذرد تا زنده باشم

جهان را شاه و او را بنده باشم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو بر زد باربد زین سان نوایی

نکیسا کرد از آن خوشتر ادایی

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 82 - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین

اگلی نظم

چو رود باربد این پرده پرداخت

نکیسا زود چنگ خویش بنواخت

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 84 - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور