صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »مخزن الاسرار
  4. »بخش 10 - در مدح ملک فخرالدین بهرامشاه بن داود

بخش 10 - در مدح ملک فخرالدین بهرامشاه بن داود

شاعر: نظامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

من که درین دایرهٔ دهر‌بند

چون گره نقطه شدم شهربند

22

دسترس پای‌گشاییم نیست

سایه ولی فرّ هماییم نیست

33

پای فرو رفته بدین خاک در

با فلکم دست به فتراک در

44

فرق به زیر قدم انداختم

وز سر زانو قدمی ساختم

55

گشته ز بس روشنیِ روی من

آینه دل سرِ زانوی من

66

من که به این آینه پرداختم

آینهٔ دیده درانداختم

77

تا ز کدام آینه تابی رسد

یا ز کدام آتشم آبی رسد

88

چون نظر عقل به رای درست

گرد جهان دست برآورد چست

99

دید از آن مایه که در همّت است

پایه‌دهی را که ولی‌نعمت است

1010

شاه قوی‌طالعِ فیروزچنگ

گلبن این روضه فیروزه رنگ

1111

خضرِ سکندرمنشِ چشمه‌رای

قطب رصد بند مجسطی گشای

1212

آنکه ز مقصود وجود اول است

و آیت مقصود بدو منزل است

1313

شاه فلک تاج سلیمان‌نگین

مفخر آفاق ملک فخر دین

1414

نسبت داودی او کرده چست

بر شرفش نام سلیمان درست

1515

رایت اسحاق ازو عالی است

ضدش اگر هست سماعیلی است

1616

یکدلهٔ شش‌جهت و هفت‌گاه

نقطهٔ نُه دایره بهرام شاه

1717

آنکه ز بهرامی او وقتِ زور

گور بوَد بهره بهرام گور

1818

مفخر شاهان به تواناتری

نامور دهر به داناتری

1919

خاص‌کنِ ملک جهان بر عموم

هم مَلِکِ ارمن و هم شاهِ روم

2020

سلطنت اورنگ خلافت سریر

روم ستاننده‌یِ ابخاز گیر

2121

عالم و عادل‌ترِ اهل وجود

محسن و مکرم‌ترِ ابنای جود

2222

دین فلک و دولت او اختر‌ست

ملک صدف خاک درش گوهر‌ست

2323

چشمه و دریاست به ماهی و در

چشمه آسوده و دریای پر

2424

با کفَش این چشمهٔ سیماب‌ریز

خوانده چو سیماب گریزا گریز

2525

خنده‌زنان از کمرش لعلِ ناب

بر کمرِ لعل‌کشِ آفتاب

2626

آفت این پنجره لاجورد

پنجه در او زد که بدو پنجه کرد

2727

کوس فلک را جرسش بشکند

شیشه مه را نفسش بشکند

2828

خوب سرآغازتر از خرمی

نیک سرانجامتر از مردمی

2929

جام سخا را که کفش ساقی است

باقی بادا که همین باقی است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای گهر‌ِ تاج‌ِ فرستادگان

تاج‌ده‌ِ گوهر ِ آزادگان

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 9 - نعت چهارم

اگلی نظم

ای شرف گوهر آدم به تو

روشنی دیده عالم به تو

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 11 - خطاب زمین بوس

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور