صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »مخزن الاسرار
  4. »بخش 50 - مقالت شانزدهم در چابک‌روی

بخش 50 - مقالت شانزدهم در چابک‌روی

شاعر: نظامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای به نسیمی علم افراخته

پیش غباری علم انداخته

22

دِه نه و دروازه دهقان زده

مُلک نه و تخت سلیمان زده

33

تیغ نه‌ای زخم بی‌اندازه چیست؟

کوس نه‌ای اینهمه آوازه چیست؟

44

چون دهن تیغ درم‌ریز باش

چون شکم کوس تهی‌خیز باش

55

می‌کِشدت دیو نه افکنده‌ای

دست مده، مرده نه‌ای زنده‌ای

66

پیش مغی پشت صلیبی مکن

دعوی شمشیر خطیبی مکن

77

خطبهٔ دولت به فصیحی رسد

عطسهٔ آدم به مسیحی رسد

88

هرکه چو پروانه دمی خوش زند

یک تنه بر لشگر آتش زند

99

یک دو نفس خوش زن و جانی بگیر

خرقه درانداز و جهانی بگیر

1010

بخشش تو چرب‌ربایی که هست

نیست خدایی به خدایی که هست

1111

شیر شو از گربه مطبخ مترس

طلق شو از آتش دوزخ مترس

1212

گر دغلی باش بر آتش حلال

ور زر و یاقوتی از آتش منال

1313

چند غرور؟ ای دغل خاکدان

چند منی؟ ای دو سه من استخوان

1414

پیشتر از ما دگران بوده‌اند

کز طلب جاه نیاسوده‌اند

1515

حاصل آن جاه ببین تا چه بود

سود بُد اما به زیان شد‌، چه سود؟

1616

گر تو زمین‌ریزه چو خورشید و ماه

پای نهی بر فلک از قدر و جاه

1717

گرچه از آن دایره دیر اوفتی

چونکه زمینی نه به زیر اوفتی؟

1818

تا سر خود را نَبُری طره‌وار

پای درین طره منه زینهار

1919

مرغ نه‌ای، بر نتوانی پرید

تا نکنی جان نتوانی رسید

2020

با فلک از راه شگرفی درآی

تات شگرفانه درافتد به پای

2121

باده تو خوردی، گنه زهر چیست؟

جرم تو کردی، خلل دهر چیست؟

2222

دهرنکوهی مکن ای نیک‌مرد

دهر بجای من و تو بد نکرد

2323

جهد بسی کرد و شگرفی بسی

تا کند از ما به تکلّف کسی

2424

چون من و تو هیچ کسانِ دِهیم

بیهده بر دهر چه تاوان نهیم؟

2525

تا نبوَد جوهر ِ لعلْ آبدار

مُهر قبولش ننهد شهریار

2626

سنگ بسی در طرف عالم است

آنچه ازو لعل شود آن کم است

2727

خار و سمن هردو به نِسبت گیاست

این خسکِ دیده و آن توتیاست

2828

گرچه نیابد مدد از آب جوی

از گل اصلی نرود رنگ و بوی

2929

آب گرفتم لطف افزون کند

خار و خسک را به سمن چون کند؟

3030

گرنه بدین قاعده بودی قرار

قلب شدی قاعده روزگار

3131

کار به دولت نه به تدبیر ماست

تا به جهان دولتِ روزی کِراست

3232

مرد ز بی‌دولتی افتد به خاک

دولتیان را به جهان در چه باک؟

3333

زنده بوَد طالع دولت‌پرست

بنده دولت شو هرجا که هست

3434

مُلک به دولت نه مجازی دهند

دولتِ کس را نه به بازی دهند

3535

گِرد سرِ دولتیان چرخ ساز

تا شوی از چرخ زدن بی‌نیاز

3636

با دو سه کم‌زن مشو آرام گیر

مقبل ایام شو و نام گیر

3737

بخت‌ور از طالعِ جوزا برآی

جوز شکن آنگه و بخت آزمای

3838

گر در دولت زنی افتاده شو

از گرهِ کارِ جهان ساده شو

3939

ساده‌دل است آب که دلخوش رسید

وز گِرِهی عود بر آتش رسید

4040

پیرو دل باش و مده دل به کس

خود تنِ تو زحمتِ راهِ تو بس

4141

چند زنی دست به شاخ دگر؟

که «مرا دولت ازین بیشتر»

4242

جمله عالم تو گرفتی رواست

چون بگذاری طلبیدن چراست؟

4343

حرص بهل، کاو ره طاعت زند

گردنِ حرصِ تو قناعت زند

4444

مرکز این گنبد فیروزه رنگ

بر تو فراخ‌ست و بر اندیشه تنگ

4545

یا مکن اندیشه به چنگ آورش

یا به یک اندیشه به تنگ آورش

4646

معرفتی در گل آدم نماند

اهل دلی در همه عالم نماند

4747

در دو هنر‌نامه این نُه دبیر

نیست یکی صورتِ معنی‌پذیر

4848

دوستی از دشمن معنی مجوی

آب حیات از دم افعی مجوی

4949

دشمن دانا که غم جان بود

بهتر از آن دوست که نادان بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

قصه شنیدم که در اقصای مرو

بود ملک‌زاده جوانی چو سرو

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 49 - داستان ملک‌زاده جوان با دشمنان پیر

اگلی نظم

کودکی از جملهٔ آزادگان

رفت برون با دو سه همزاد‌گان

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 51 - داستان کودک مجروح

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور