صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه
  4. »بخش 27 - گفتار اسکندر

بخش 27 - گفتار اسکندر

شاعر: نظامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چو ختم سخن قرعه بر شاه زد

سخن سکهٔ قدر بر ماه زد

2

سکندر که خورشید آفاق بود

به روشن‌دلی در جهان طاق بود

3

از آن روشنی بود کان روشنان

برو انجمن ساختند آنچنان

4

چو زیرک بود شاه آموزگار

همه زیرکان آرد آن روزگار

5

چو شه گفتِ آن زیرکان گوش کرد

جداگانه هر جام را نوش کرد

6

بر آن فیلسوفان مشکل‌گشای

بسی آفرین تازه کرد از خدای

7

پس آنگاه گفت ای هنر پروران

بسی کردم اندیشه در اختران

8

برآنم که اینصورت از خود نرست

نگارنده‌ای بودشان از نخست

9

نگارنده دانم که هست از درون

نگاریدنش را ندانم که چون

10

ز چونکردِ او گر بدانستمی

همان کاو کند من توانستمی

11

هر آن صورتی کاید اندر ضمیر

توان کردنش در عمل ناگزیر

12

چو ما لوح خلقت ندانیم خواند

تجسس در او چون توانیم راند ؟

13

شما کاسمان را ورق خوانده‌اید

سخن بین که چون مختلف رانده‌اید

14

از این بیش گفتن نباشد پسند

که نقش جهان نیست بی نقش‌بند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فلاطون که بر جمله بود اوستاد

ز دریای دل گنجِ گوهر گشاد

نظامی»خمسه»اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه»بخش 26 - گفتار افلاطون

اگلی نظم

نظامی بر این در مجنبان کلید

که نقش ازل بسته را کس ندید

نظامی»خمسه»اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه»بخش 28 - گفتار حکیم نظامی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور