نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 103 - چگونگی رفتن جان از جسمبخش 103 - چگونگی رفتن جان از جسمشاعر: نظامیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدگر ره باز پرسیدش که جانهاچگونه بر پرند از آشیانها2نقل کریںجوابش داد کز راه ندیدهنشاید گفتن الا از شنیده3نقل کریںشنیدم چار موبد بود هشیارمسلسل گشته با هم جان هر چار4نقل کریںدر این مشکل فرو ماندند یک چندکه از تن چون رود جان خردمند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدگر باره بگفتش کای خردمندطبیبانه در آموزم یکی پندنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 102 - در پاس تندرستی از راه اعتدالاگلی نظمیکی گفتا بدان مانَد که در خوابدر اندازد کسی خود را به غرقابنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 104 - تمثیل موبد اولماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدگر باره بگفتش کای خردمندطبیبانه در آموزم یکی پندنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 102 - در پاس تندرستی از راه اعتدال
اگلی نظمیکی گفتا بدان مانَد که در خوابدر اندازد کسی خود را به غرقابنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 104 - تمثیل موبد اول