صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 22 - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم

بخش 22 - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شباهنگام کاین عنقای فرتوت

شکم پر کرد ازین یک دانه یاقوت

22

به دشت انجرک آرام کردند

به نوشانوش می در جام کردند

33

در آن صحرا فرو خفتند سرمست

ریاحین زیر پای و باده بر دست

44

چو روز از دامن شب سر برآورد

زمانه تاج زرین بر سر آورد

55

بر آن پیروزه تخت آن تاج‌داران

رها کردند می بر جرعه‌خواران

66

وز آن جا تا در دیر پری‌سوز

پریدند آن پری‌رویان به یک روز

77

در آن مینوی میناگون چمیدند

فلک را رشته در مینا کشیدند

88

بساطی سبز چون جان خردمند

هوایی معتدل چون مهر فرزند

99

نسیمی خوش‌تر از باد بهشتی

زمین را دُر به دریا گُل به کشتی

1010

شقایق سنگ را بت‌خانه کرده

صبا جعد چمن را شانه کرده

1111

مسلسل گشته بر گل‌های حمری

نوای بلبل و آواز قمری

1212

پرنده مرغکان گستاخ گستاخ

شمایل بر شمایل شاخ بر شاخ

1313

به هر گوشه دو مرغک گوش بر گوش

زده بر گل صلای نوش بر نوش

1414

بدان گلشن رسید آن نقش‌پرداز

همان نقش نخستین کرد آغاز

1515

پری‌پیکر چو دید آن سبزهٔ خوش

به می بنشست با جمعی پریوش

1616

دگر ره دید چشم مهربانش

در آن صورت که بود آرام جانش

1717

شگفتی ماند از آن نیرنگ‌سازی

گذشت اندیشهٔ کارش ز بازی

1818

دل سرگشته را دنبال برداشت

به پای خود شد آن تمثال برداشت

1919

در آن آیینه دید از خود نشانی

چو خود را یافت بی‌خود شد زمانی

2020

چنان شد در سخن ناساز گفتن

کزان گفتن نشاید باز گفتن

2121

لعاب عنکبوتان مگس‌گیر

همایی را نگر چون کرد نخجیر

2222

در آن چشمه که دیوان خانه کردند

پری را بین که چون دیوانه کردند

2323

به چاره هر کجا تدبیر سازند

نه مردم دیو را نخجیر سازند

2424

چو آن گل‌برگ‌رویان بر سر خاک

گل صد برگ را دیدند غم‌ناک

2525

بدانستند کآن کار پری نیست

عجب کاری است کاری سرسری نیست

2626

از آن پیشه پشیمانی گرفتند

بر آن صورت ثنا‌خوانی گرفتند

2727

که سر بازی کنیم و جان فشانیم

مگر که‌احوال صورت باز دانیم

2828

چو شیرین دید که ایشان راست‌گویند

به چاره راست کردن چاره جویند

2929

به یاری خواستن بنمود زاری

که یاران را ز یارانست یاری

3030

تو را از یار نگزیرد به هر کار

خدای است آن که بی مثل است و بی یار

3131

بسا کارا که از یاری برآید

بباید یار تا کاری برآید

3232

بدان بت پیکران گفت آن دل‌آرام

کز این پیکر شدم بی‌صبر و آرام

3333

بیا تا این حدیث از کس نپوشیم

بدین تمثال نوشین باده نوشیم

3434

دگر باره نشاط آغاز کردند

می آوردند و عشرت ساز کردند

3535

پیاپی شد غزل‌های عراقی

بر آمد بانگ نوشا نوش ساقی

3636

بت شیرین نبید تلخ در دست

از آن تلخی و شیرینی جهان مست

3737

به هر نوبت که می‌ بر لب نهادی

زمین را پیش صورت بوسه دادی

3838

چو مستی عاشقی را تنگ‌تر کرد

صبوری در زمان آهنگ در کرد

3939

یکی را زان بتان بنشاند در راه

که «هر کس را که بینی بر گذرگاه

4040

نظر کن تا درین سامان چه پوید

وزین صورت بپرسَش تا چه گوید‌»

4141

بسی پرسیده شد پنهان و پیدا

نمی‌شد سِرّ آن صورت هویدا

4242

تن شیرین گرفت از رنج سستی

کز آن صورت ندادش کس درستی

4343

در آن اندوه می‌پیچید چون مار

فشاند از جزع‌ها لولوی شهوار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو بر زد بامدادن بور گل‌رنگ

غبار آتشین از نعل بر سنگ

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 21 - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم

اگلی نظم

برآمد ناگه آن مرغ فسون‌ساز

به آیین مغان بنمود پرواز

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 23 - پیدا شدن شاپور

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور