صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه
  4. »بخش 40 - رسیدن نامه اسکندر به مادرش

بخش 40 - رسیدن نامه اسکندر به مادرش

شاعر: نظامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

مغنی یک امشب بر آواز چنگ

خلاصم ده از رنج این راه تنگ

22

مگر چون شود راه بر من فراخ

برم رخت بیرون ازین سنگلاخ

33

زمستان چو پیدا کند دستبرد

فرو بارد از ابر باران خرد

44

گلو درد آفاق را از غبار

لعابی زجاجی دهد روزگار

55

در و دشت را شبنم چرخ کوز

کند ایمن از تف و تاب تموز

66

به تشنه گیاهای جلاب گیر

یخ خرد کرده دهد زمهریر

77

جوان‌مردی باغ پیرایه‌سنج

شود مفلس از کیمیا‌های گنج

88

دهند آب ریحان فروشان دی

سفالینه خم را ز ریحان می

99

خم خان دهقان چو آید به جوش

قصب بِفْکنَد پیر پشمینه‌پوش

1010

غزالان که در نافه مشک آورند

کباب‌ِ تر و نُقل خشک آورند

1111

نشینند شاهان به رامشگری

خورند آب حیوان اسکندری

1212

چه گفتم دگر ره‌! چه زاد از سخن‌!

چه بازی بر آراست چرخ کهن

1313

چو ز‌اسکندر آمد به روم آگهی

که عالم شد از شاه عالم تهی

1414

ملوک طوایف به هر کشور‌ی

نشستند و گیتی ندارد سری

1515

بزرگان اگر دست‌بوس آورند

به درگاه اسکندروس آورند

1616

همه زیور روم شد زاغ رنگ

به روم اندر آمد شبیخون زنگ

1717

همان نامه شه که بنوشت پیش

به مادر سپردند بر مُهر خویش

1818

چو مادر فرو خواند غم‌نامه را

سیه کرد هم جام و هم جامه را

1919

ز طومار آن نامهٔ دل‌شکن

چو طومار پیچید بر خویشتن

2020

ولی گرچه شد روز بر وی سیاه

سر خود نپیچید از اندرز شاه

2121

به امید خوشنودی جان او

نگهداشت سوگند و پیمان او

2222

پس شاه نیز او فراوان نزیست

همه ساله خون خورد و خون می‌گریست

2323

چو شد کار او نیز هم ساخته

ازو نیز شد کار پرداخته

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مغنی دگر باره بنواز رود

به یادآر از آن خفتگان در سرود

نظامی»خمسه»اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه»بخش 39 - سوگند نامه اسکندر به سوی مادر

اگلی نظم

مغنی بدان ساز غمگین‌نواز

درین سوزش غم مرا چاره ساز

نظامی»خمسه»اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه»بخش 41 - نالیدن اسکندروس در مرگ پدر و رها کردن پادشاهی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور