نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 61 - تعزیتنامهٔ خسرو به شیرین به افسوسبخش 61 - تعزیتنامهٔ خسرو به شیرین به افسوسشاعر: نظامیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںسراینده چنین افکند بنیادکه چون در عشق شیرین مرد فرهاد22نقل کریںدل شیرین به درد آمد ز داغشکه مرغی نازنین گم شد ز باغش33نقل کریںبر آن آزاد سرو جویباریبسی بگریست چون ابر بهاری44نقل کریںبه رسم مِهترانش حِله بر بستبه خاکش داد و آمد باد در دست55نقل کریںز خاکش گنبدی عالی برافراختوز آن گنبد زیارتخانهای ساخت66نقل کریںخبر دادند خسرو را چپ و راستکه از ره زحمت آن خار برخاست77نقل کریںپشیمان گشت شاه از کردهٔ خویشوز آن آزار گشت آزردهٔ خویش88نقل کریںدر اندیشید و بود اندیشه را جایکه باد افراه را چون دارد او پای99نقل کریںکسی کاو با کسی بد ساز گرددبِدو روزی همان بد باز گردد1010نقل کریںدر این غم روز و شب اندیشه میکردوزین اندیشه هم روزی قفا خورد1111نقل کریںدبیر خاص را نزدیک خود خواندکه بر کاغذ جواهر داند افشاند1212نقل کریںگُلش فرمود در شِکر سرشتنبه شیرین نامهٔ شیرین نوشتن1313نقل کریںنخستین پیکر آن نقش دلبندتَولا کرده بر نام خداوند1414نقل کریںبه نام روشناییبخش بینشکه روشنچشم از او گشت آفرینش1515نقل کریںپدید آرندهٔ اِنسی و جانیاثرهای زمینی و آسمانی1616نقل کریںفلک را کرده گردان بر سر خاکزمین را جای گردشگاه افلاک1717نقل کریںپس از نام خدا و نام پاکانبرآورده حدیث دردناکان1818نقل کریںکه شاه نیکوان شیرین دلبندکه خوانندش شکرخایان شکرخند1919نقل کریںشنیدم کز پی یاری هوسناکبه ماتم نوبتی زد بر سر خاک2020نقل کریںز سنبل کرد بر گل مشکبیزیز نرگس بر سمن سیمابریزی2121نقل کریںدو تا کرد از غمش سرو روان رابه نیلوفر بدل کرد ارغوان را2222نقل کریںسمن را از بنفشه طَرْف بربسترطبها را به زخم استخوان خَست2323نقل کریںبه لاله تختهٔ گل را تراشیدبه لؤلؤ گوشهٔ مه را خراشید2424نقل کریںپرند ماه را پیوند بگشادز رخ برقع، ز گیسو بند بگشاد2525نقل کریںجهان را سوخت از فریاد کردنبه زاری دوستان را یاد کردن2626نقل کریںچنین آید ز یاران شرط یاریهمین باشد نشان دوستداری2727نقل کریںبر آن حمال کوهافکن ببخشودبه سر زانوبهزانو کوه پیمود2828نقل کریںغریبی کُشته بیش ارزد فغانیجهان گو تا بر او گرید جهانی2929نقل کریںبدینسان عاشقی در غم بمیرد؟چون او باد آن که زو عبرت نگیرد3030نقل کریںحساب از کار او دور است ما رادل از بهر تو رنجور است ما را3131نقل کریںچو دانم سخت رنجیدی ز مرگشکه مُرد و هم نمیگویی به تَرکش3232نقل کریںچرا بایستش اول کشتن از دردچو کشتی چند خواهی اندهش خورد3333نقل کریںغمش میخور که خونش هم تو خوردیعزیزش کن که خوارش هم تو کردی3434نقل کریںاگر صد سال بر خاکش نشینیاز او خاکیتری کس را نبینی3535نقل کریںچو خاک ار صد جگر داری به دستینیابی مثل او شیرین پرستی3636نقل کریںولیکن چون ندارد گریه سودیچه باید بیکباب انگیخت دودی3737نقل کریںبه غم خوردن نکردی هیچ تقصیرچه شاید کرد با تاراج تقدیر3838نقل کریںبنا بر مرگ دارد زندگانینخواهد زیستن کس جاودانی3939نقل کریںتو روزی، او ستاره، ای دلافروز!فرومیرد ستاره چون شود روز4040نقل کریںتو صبحی، او چراغ ار دل پذیردچراغ آن بِهْ که پیش از صبح میرد4141نقل کریںتو هستی شمع و او پروانهٔ مستچو شمع آید رود پروانه از دست4242نقل کریںتو باغی و او گیاهی کز تو خیزدگیاه آن بِهْ که هم در باغ ریزد4343نقل کریںتو آتش طبعی او عود بلاکشبسوزد عود چون بفروزد آتش4444نقل کریںاگر مرغی پرید از گلستانتپرستد نسر طایر ز آسمانت4545نقل کریںو گر شد قطرهای آب از سبویتبسا دجله که سر دارد به جویت4646نقل کریںچو مانَد بَدر، گو بشکن هلالیچو خوبی هست، ازو کم گیر خالی4747نقل کریںاگر فرهاد شد شیرین بمانادچه باک از زرد گل؟ نسرین بماناد4848نقل کریںنویسنده چو از نامه بپرداختزمین بوسید و پیش خسرو انداخت4949نقل کریںبه قاصد داد خسرو نامه را زودستد قاصد ببرد آن جا که فرمود5050نقل کریںچو شیرین دید کآمد نامهٔ شاهرخ از شادی فروزان کرد چون ماه5151نقل کریںسه جا بوسید و مُهر نامه برداشتوز او یک حرف را ناخوانده نگذاشت5252نقل کریںجگرها دید مشکاندود کردهطبرزدهای زهرآلود کرده5353نقل کریںقصبهایی در او پیچیده صد ماررطبهایی در او پوشیده صد خار5454نقل کریںهمه مقراضههای پرنیانپوشهمه زهرأبهای خوشتر از نوش5555نقل کریںنه صبر آن که این شربت بنوشدنه جای آن که از تندی بجوشد5656نقل کریںبه سختی و به رنج آن رنج و سختیفروخورد از سر بیداربختی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجهانسالار خسرو هر زمانیبه چربی جستی از شیرین نشانینظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 60 - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکراگلی نظمدر اندیش ای حکیم از کار ایامکه پاداش عمل باشد سرانجامنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 62 - مردن مریم و تعزیتنامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجهانسالار خسرو هر زمانیبه چربی جستی از شیرین نشانینظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 60 - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر
اگلی نظمدر اندیش ای حکیم از کار ایامکه پاداش عمل باشد سرانجامنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 62 - مردن مریم و تعزیتنامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه