صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »لیلی و مجنون
  4. »بخش 7 - سپردن فرزند خویش به فرزند شروانشاه

بخش 7 - سپردن فرزند خویش به فرزند شروانشاه

شاعر: نظامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چون گوهر سرخ صبحگاهی

بنمود سپیدی از سیاهی

22

آن گوهر کان گشادهٔ من

پشت من و پشت زادهٔ من

33

گوهر به کلاه کآن برافشاند

وز گوهر کان شه سخن راند

44

کاین بی‌کس را به عقد و پیوند

درکش به پناه آن خداوند

55

بسپار مرا به عهدش امروز

کو نو قلم است و من نوآموز

66

تا چون کرمش کمال گیرد

اندرز تو را به فال گیرد

77

کآن تخت‌نشین که اوج سای است

خرد است ولی بزرگ رای است

88

سیارهٔ آسمان ملک است

جسم مَلک است و جان مُلک است

99

آن یوسف هفت بزم و نه مهد

هم والی عهد و هم ولیعهد

1010

نومجلس و نونشاط و نومهر

دُر صدف ملک منوچهر

1111

فخر دو جهان به سر بلندی

مغز ملکان به هوش‌مندی

1212

میراث‌ستان ماه و خورشید

منصوبه‌گشای بیم و امید

1313

نور بصر بزرگواران

محراب نماز تاجداران

1414

پیرایهٔ تخت و مفخر تاج

کاقبال به روی اوست محتاج

1515

ای از شرف تو شاهزاده

چشم ملک اختسان گشاده

1616

ممزوج دو مملکت به شاهی

چون سیب دو رنگ صبحگاهی

1717

یک تخم به خسروی نشانده

از تخمهٔ کیقباد مانده

1818

در مرکز خط هفت پرگار

یک نقطهٔ نو نشسته بر کار

1919

ایزد به خودت پناه دارد

وز چشم بدت نگاه دارد

2020

دارم به خدا امیدواری

کز غایت ذهن و هوشیاری

2121

آنجات رساند از عنایت

کآماده شوی به هر کفایت

2222

هم نامهٔ خسروان بخوانی

هم گفتهٔ بخردان بدانی

2323

این گنج نهفته را در این درج

بینی چو مه دو هفته در برج

2424

دانی که چنین عروس مهدی

ناید ز قران هیچ عهدی

2525

گر در پدرش نظر نیاری

تیمار برادرش بداری

2626

از راه نوازش تمامش

رسمی ابدی کنی به نامش

2727

تا حاجتمند کس نباشد

سر پیش و نظر ز پس نباشد

2828

این گفتم و قصه گشت کوتاه

اقبال تو باد و دولت شاه

2929

آن چشم گشاده باد از این نور

وین سرو مباد از آن چمن دور

3030

روی تو به شاه پشت بسته

پشت و دل دشمنان شکسته

3131

زنده به تو شاه جاودانی

چون خضر به آب زندگانی

3232

اجرام سپهر اوج منظر

افروخته باد از این دو پیکر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای عالم جان و جان عالم

دلخوش کن آدمی و آدم

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 6 - خطاب زمین بوس

اگلی نظم

برجوش دلا که وقت جوش است

گویای جهان چرا خموش است

نظامی»خمسه»لیلی و مجنون»بخش 8 - در شکایت حسودان و منکران

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور