صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 17 - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را

بخش 17 - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چو آمد زلف شب در عطر سایی

به تاریکی فرو شد روشنایی

2

برون آمد ز پرده، سِحرسازی

شش‌اندازی به جای شیشه‌بازی

3

به طاعت‌خانه شد خسرو کمر بست

نیایش کرد یزدان را و بنشست

4

به برخورداری آمد خواب نوشین

که بر ناخورده بود از خواب دوشین

5

نیای خویشتن را دید در خواب

که گفت ای تازه‌خورشیدِ جهان‌تاب

6

اگر شد چار مولای عزیزت

بشارت می‌دهم بر چار چیزت

7

یکی چون ترشیِ آن غوره خوردی

چو غوره زان ترش‌رویی نکردی

8

دلآرامی تو را در بر نشیند

کزو شیرین‌تری دوران نبیند

9

دوم چون مَرکبت را پی بریدند

وزان بر خاطرت گردی ندیدند

10

به شب‌رنگی رسی، «شبدیز» نامش

که صرصر درنیابد گَردِ گامش

11

سِیُم چون شه به دهقان داد تختت

وزان تندی نشد شوریده بختت

12

به دست آری چنان شاهانه تختی

که باشد راست چون زرین‌درختی

13

چهارم چون صبوری کردی آغاز

در آن پرده که مطرب گشت بی‌ساز

14

نوا سازی دهندت «باربد» نام

که بر یادش گوارد زهر در جام

15

به جای سنگ، خواهی یافتن زر

به جای چار مهره، چار گوهر

16

ملک‌زاده چو گشت از خواب بیدار

پرستش کرد یزدان را دگر بار

17

زبان را روز و شب خاموش می‌داشت

نمودار نیا را گوش می‌داشت

18

همه شب با خردمندان نخفتی

حکایت باز پرسیدی و گفتی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو خسرو دید کآن خواری بر او رفت

به کار خویشتن لَختی فرو رفت

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 16 - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر

اگلی نظم

ندیمی خاص بودش نام «شاپور»

جهان گشته ز مغرب تا لهاوُر

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 18 - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور