صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 189

غزل شمارهٔ 189

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یربردهاند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

پیران که دقع قبض طباشیر برده‌اند

آب رخ جوان به دم پیر برده‌اند

2

چون من هر آن کسان که نفس کرده‌اند سرد

نور سحر به نالهٔ شبگیر برده‌اند

3

سرگشته‌اند اگرچه به تحصیل تجربه

پی تا فراز طارم تدبیر برده‌اند

4

از سالخوردگان نبود خوش فضول از آنک

صحبت به ضیف خانه تقدیر برده‌اند

5

پیران ز روز تیره سیه‌کار می‌شوند

با آن که مو سفید سر از شیر برده‌اند

6

بی‌باکی و غرور جوانی نماند حیف

پیران همه خجالت و تقصیر برده‌اند

7

شادی به شیب کز می و افیون بود چه حظ؟

این قوم ره به عیش به تزویر برده‌اند

8

گر کج شود به ما دل نازک به آن سزد

بار گران به قامت چون تیر برده‌اند

9

با موی همچو سبحه کافور نگروند

آنان که دل به زلف چو زنجیر برده‌اند

10

یوسف فریب گرگ ممثل کجا خورد؟

روبَهْ به صید کردن نخجیر برده‌اند

11

وحشی چو تو، شکار «نظیری» کجا شود

شهباز را به دام مگس گیر برده‌اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد

بی باکی از مذاق خم می بدر نشد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 188

اگلی نظم

این جا نه به هر سنگ سیه نور فروشند

این مایهٔ بینش نه به هر کور فروشند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 190

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند

بی‌چشم‌زخم راه به اکسیر برده‌اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4140

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور