صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 100

غزل شمارهٔ 100

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انشنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست

وان که محو تو شد اندیشه حرمانش نیست

22

دل به حسن تو مقید شد و جاوید بماند

که ز فکر تو برون آمدن آسانش نیست

33

تا به کی فکر توان کرد و سخن تازه نوشت

قصه شوق حدیثی است که پایانش نیست

44

هیچ کس نامه سربسته ما فهم نکرد

نه همین خاتمه‌اش نیست که عنوانش نیست

55

سبب از عقل مپرسید که غمنامه ما

درس عشق است که از علم، دبستانش نیست

66

از دلم ره به دلت عشق نمودست و خوشم

که به آن خانه دری هست که دربانش نیست

77

راه دیگر به سوی کعبه اعرابی هست

که غم از سرزنش خار مغیلانش نیست

88

خاطر غیب نمای تو مگر جام جم است

که رخ حال من از آینه پنهانش نیست

99

سایه نامه تو، بال هما می‌‌ماند

هدهد ما که سر تاج سلیمانش نیست

1010

مرد تاجر که ز غربت به وطن می‌آید

تحفه‌یی خوب تر از نامه اخوانش نیست

1111

چون قلم گریه شادی کنم از نامه دوست

که به‌ جز از دل خندان مژه گریانش نیست

1212

بس که از دقت فهم تو «نظیری» بگداخت

نکته‌ای نیست که آمیخته با جانش نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست

کاین خیال دید از آن چشم که حیرانش نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 99

اگلی نظم

خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟

کلید میکده گم کرده ام چراغ کجاست؟

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آه من مد رسایی است که پایانش نیست

بخت من ابر سیاهی است که بارانش نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1595

قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست

کاین خیال دید از آن چشم که حیرانش نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 99

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور