صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1595

غزل شمارهٔ 1595

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انشنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آه من مد رسایی است که پایانش نیست

بخت من ابر سیاهی است که بارانش نیست

2

ابروی او مه عیدی است که دایم پیداست

کاکل او شب قدری است که پایانش نیست

3

همت از مهر فراگیر که با یک ته نان

ذره ای نیست که شرمنده احسانش نیست

4

چشم شبنم به شکر خواب بهاران رفته است

خبر از پرتو خورشید درخشانش نیست

5

روی گرم آن که ندارد ز بزرگان جهان

آسمانی است که خورشید درخشانش نیست

6

از چه از کاهکشان طوق به گردن دارد؟

چرخ اگر فاخته سرو خرامانش نیست

7

گرچه برگ گلش از غنچه نمایان نشده است

شبنمی را نتوان یافت که حیرانش نیست

8

لب لعل تو چها می کند از شیرینی

وای بر شهدفروشی که مگس رانش نیست

9

گرد آن کعبه مغرور که صد قافله دل

خونبهای سر خاری ز مغیلانش نیست

10

چه خبر از دل آشفته ما خواهد داشت؟

آن که پروای سر زلف پریشانش نیست

11

چهره هر چند به رنگ ورق گل باشد

بی خط سبز، سفالی است که ریحانش نیست

12

چشم شبنم ز هواداری گل روشن شد

یوسف ماست که پروای عزیزانش نیست

13

رشته عمر ابد روی به کوتاهی کرد

راه خوابیده زلف است که پایانش نیست

14

دست گستاخی من جرأت دیگر دارد

گل ازان باغ نچینم که نگهبانش نیست

15

گرچه بیماری ازان چشم سیه می بارد

شیر را طاقت سر پنجه مژگانش نیست

16

چه قدر جلوه کند در دل تنگم صائب؟

آن که میدان فلک در خور جولانش نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خار در دیده آن کس که طلبکارش نیست

خاک در کاسه آن سر که هوادارش نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1594

اگلی نظم

کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست

رشته راه طلب را گره منزل نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1596

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست

وان که محو تو شد اندیشه حرمانش نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100

قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست

کاین خیال دید از آن چشم که حیرانش نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 99

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور