صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 167

غزل شمارهٔ 167

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ودامد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عالم از عشق در وجود آمد

عشق معمار هست و بود آمد

2

در بشر کبریای عشق نمود

ملک از عجز در سجود آمد

3

رد شد از صدر بارگاه شهود

آن که در کار ما حسود آمد

4

عشق بر تخت از زبر نگریست

عقل و لوح و قلم فرود آمد

5

هرچه اهلیت نمودن داشت

همه از عشق در نمود آمد

6

نیست جز عشق و عاشق و معشوق

هرچه در معرض شهود آمد

7

عقل بر کار عشق سوخت سپند

شکل این گنبد کبود آمد

8

عشق صنعت نمود بی آلت

بود هرچند از نبود آمد

9

جامه مجنون درد که خلعت عشق

عاری از جنس تار و پود آمد

10

عشق را عشق دی و فردا نیست

دیر هم زودتر ز زود آمد

11

شد جوانی و عشق و حرص به جاست

شعله بنشست و خس به دود آمد

12

ز سخن بر لب «نظیری » جوش

عشق در گفت و در شنود آمد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هوس پروانه است اما به گرد دود می‌گردد

نظر خوبست اما دل غبارآلود می‌گردد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166

اگلی نظم

روز ازلم بود به نابود نهفتند

در ضمن زیان کاری من سود نهفتند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور