صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »شمارهٔ 16 - در تولد یکی از دختران و مدح حضرت زهرا (ع)

شمارهٔ 16 - در تولد یکی از دختران و مدح حضرت زهرا (ع)

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

قافیہ: رامد

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

گذشت کوکبه ام از فلک که زهره برآمد

زیاده گشت صفا خانه روبم از سفر آمد

22

بر آستان ثنایم نثار یمن قدم شد

سعادت و شرف مشتری که بر اثر آمد

33

سزد که سلسله زرین کند چو زهره و پرچین؟

بلی به طالع رودابه عقد زال زر آمد

44

شمیم نفخه روح القدس شنید مشامم

رسید ثانی مریم ز عیسیم خبر آمد

55

نوید مایده عیسوی که مریم ما را

بمهرگان ثمر نوبهار ماحضر آمد

66

ز آشیان خطرناک رست مرغ امیدم

ز بیضه بچه برآوردم و ببال و پر آمد

77

بس این نشانه شب خیزیم که طایر تسلیم

ز بطن طوق بگردن چو قمری سحر آمد

88

اگر صحیح طراوت نبینیم عجبی نیست

نماند رنگ برویم که پاره جگر آمد

99

ز گوشه جگرم بود آب روی تمنا

شکست گونه لعلم که تیشه بر کمر آمد

1010

بسوی ملک فنایم روان ز کشور هستی

بحد سردی و خشگی مزاج گرم و تر آمد

1111

ز کم رطوبتیم شاخ نخل خشگ ثمر داد

چو استخوان رطب کاشتم رطب ثمر آمد

1212

مدار از رحم روزگار چشم فراغت

که همچو کیسه جراح پر ز نیشتر آمد

1313

محیط ظلمت و نورم هزار بار نمودند

ز بطن بدر آیم که دور من بسر آمد

1414

تمام شد خط پرگار من بنقطه آخر

ز دایره بدر آیم که دور من بسر آمد

1515

نتایج ملکوتست از نتیجه طبعم

مشخص است که ام النسا ز بوالبشر آمد

1616

رسید حد تناسل بده هزار قریبم

که هر یک از دگری در قبول پیشتر آمد

1717

کنم تلاش فزونی که بهر دانش فرزند

گواه دانش جد و فضیلت پدر آمد

1818

کنون بحد بلاغت رسد پیمبر وحیم

که بعد سن بلوغم یک اربعین بسر آمد

1919

قدوم دختر بر فضل من چو زهره زهرا

ز بعد بعثت احمد دلیل معتبر آمد

2020

چو نخل قوت؟ خانه بود؟ شهدم

گلم بشهد سرشتند نطفه گلشکر آمد

2121

بخلوت حرمم زان گریخت نقطه صلبی

که صدر دفتر دیوان من پر از گهر آمد

2222

گر از خزف بر من خوارتر نمود مرانش

بنزد مادر خود پربهاتر از گهر آمد

2323

نشاط زمزمه ماکیان و بیضه خویش است

چنان که بانگ خروس از سفیده سحر آمد

2424

حجاب دختر اول ز خانه ساخت نفورم

یکی نبود بسم نور دیده دگر آمد

2525

بروی این دو سعید اخترم سرود و سرور است

طرب کنید که مهمان زهره و قمر آمد

2626

خواص کحل سپاهان غبار مقدمشان داشت

که دست و روی سیه کرده قوت بصر آمد

2727

ز مکر و شعبده عشق هان و هان بخبر باش

که آن پری متمثل بصورت بشر آمد

2828

ز باب؟ از اصابت نظرم بود

جمال من متفرق به چند باب درآمد

2929

بهر هنر صفتم از جمال خوی نمودند

یک آفتاب منیر از هزار غرفه برآمد

3030

کنون ز عین من این مردمان عین؟

که عین انسان انسان عین در نظر آمد

3131

هزار شکر کزین نو رسیده دخت شریفم

ز مغز رحمت سودای مادرش بدر آمد

3232

ز پای تا بسرم از خیال حق همه جان بود

مثال او بضمیرم فتاد جانور آمد

3333

به این قصیده برجسته شد تدارک عیبم

که دختر و پسرم توأمان بیکدگر آمد

3434

بنات نعش نهفتم به حسن نظم چو پروین

به نرد خویش بنازم که بازیم قدرآمد

3535

نبود اگرچه گوارا رسیدنش بمذاقم

به بخت خویش موافق چو شیر با شکر آمد

3636

دل از فراخی جا جمع گشت تاجورنرا

ز خیل حلقه بگوشان سری به حلقه درآمد

3737

چو زهره گر بهبودطست کوکبش نزنم طعن

برادران عقب را چراغ رهگذر آمد

3838

فروغ دوستی آلش از جمال هویداست

خصال جد و پدر از شمایلش سیر آمد

3939

بمهر فاطمه روشن دل آن نشد به چه معنی

به حسن ماده تقویم احسن الصور آمد

4040

گل حدیقه صلب رسول زهره زهرا

که از صباح عروسان شکفته روی تر آمد

4141

لطیفه «انا املح » که از جمال صبیحش

کلاله خم گیسو چو هاله قمر آمد

4242

کشد جماعت نسوان امت از ته دوزخ

بآن دو زلف چو «حبل المتین » که با کمر آمد

4343

چنان رسید به معراج حد حسن جمالش

که قاب قوسین از ابروانش درنظر آمد

4444

ز آب و گل شجری بردمید باغ نبی را

که اصل جمله سادات فرع آن شجر آمد

4545

هزار شاخچه شد سبز زان درخت برومند

که هر کدام برفعت سپهر سایه ور آمد

4646

زدند تیشه کاوش به کان فطرت آدم

نتاج ازو گهر و نسل دیگران شجر آمد

4747

علی سحاب و صدف فاطمه محیط نبی شد

که چون حسین و حسن شان دو قیمتی گهر آمد

4848

چو می کند رخ خاتون خلد زیور و افسر

علیش با دو گهر گوشوار تاج سر آمد

4949

سرادق ملکوتش به این جهان بکشیدند

که دستگاه مهین بود و عرصه مختصر آمد

5050

گذاشتند بخلد برین اثاثیه بیتش

که زود جانب منزل تواند از سفر آمد

5151

لوای مجد به عرش مجید و قبه خضرا

جهان به کلبه و پشمینه ای برو بسر آمد

5252

شتاب داشت که پیمان بحق درست رساند

گذاشت رخت به منزل که در سفر خطر آمد

5353

عوض به مسکنت و فقر کرده جاه جهان را

که فقر لازم شخصست و جاه بر گذر آمد

5454

یقین بدان که ولای علی و مذهب آلش

طریقه ایست که او از صراط راست تر آمد

5555

درست گشت که آل بتول آل رسولست

گهی که زیر عبا با علی و آل برآمد

5656

حدیث اول نوری که بی خلاف درستست

روایتی است که از راویان معتبر آمد

5757

دگر که خلقت حیدر ز نور پاک رسولت

بقول حق نبی از نقاب در خبر آمد

5858

چو این دو قول مطابق کنی بری ز تعصب

بشارتست علی و مصطفی چو ماه و خور آمد

5959

ز شخص فاطمه کان پرده شد میانه هر دو

مثال هر دو چو نور دو چشم و یک نظر آمد

6060

کسی که تفرقه آل مرتضی و نبی کرد

ز مشرکان دوبینش نگر که کج نظر آمد

6161

که در سیادت آل رسول شبهه بیان کرد

که از فضول زبان در زبانه مستقر آمد

6262

اگر بصورت جد گفت بایدش بسزا کشت

وگر بهرزه سرائید دوزخش مقر آمد

6363

بس است از پی الزام دفع شبهه «نظیری »

بیان این دو سه مصرع که لب و مختصر آمد

6464

همیشه تا به سپهر کمال و فضل هویداست

که آفتاب محمد شد و علی قمر آمد

6565

موالیان موحد بر اوج رفعت و دولت

زنند طبل که بر مشرکان دین خطر آمد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرچه در معرض فنا باشد

دل درو بستن از خطا باشد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 15 - یک قصیده

اگلی نظم

چنان ز دقتم اندیشه تنگ میدان شد

که لفظ و معنیم از طبع روی گردان شد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 17 - ایضا در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان واقعست

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور