صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 432

غزل شمارهٔ 432

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رزدم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شب در بتخانه‌ای را با دو چشم تر زدم

کعبه در لبیک آمد حلقه تا بر در زدم

2

همچو مرغ تیزپر رفتم به سوی آفتاب

آنقدر کز گرمیش آتش به بال و پر زدم

3

ظرف من سربسته بود و سیل بخشش تندرو

پر نشد پیمانه‌ام هرچند در کوثر زدم

4

داشتم با صاحب منزل ره گستاخی‌ای

نکته بر واعظ گرفتم، نعره بر منبر زدم

5

فیض صحبت تا سحر نگسست از دنبال هم

تا کواکب سبحه گرداندند من ساغر زدم

6

داشتم پر زنگ از اندوه حرمان خاطری

صیقلی آیینه را در پیش روشنگر زدم

7

شمع محفل خفته بود و شوق صحبت رفته بود

آتش افگندم به مجلس بال بر مجمر زدم

8

همچو خورشید آتش دل بیشتر شد موج زن

آب هرچند از نم مژگان بر آن اخگر زدم

9

در ره قاتل «نظیری » را فگندم غرق خون

آتشی آوردم و در عرصهٔ محشر زدم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم

آتشی را تا به کی در زیر خاکستر کنم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 431

اگلی نظم

به تمنای غلط بر همه کس میر شدیم

بدر از خانه نرفتیم و جهانگیر شدیم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 433

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیخودی‌ کردم ز حسن بی حجارش سر زدم

از میان برداشتم خود را نقابی بر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2084

چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدم

از مژه طرف نقاب هر دو عالم بر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2085

دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم

صد گل و سنبل چو شمع از دود دل بر سر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2086

رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم

شیشهٔ رنگی شکستم با پری ساغر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2087

غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم

سنگ بر آیینه اقبال اسکندر زدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5360

ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم

بی گره چون رشته گشتم غوطه در گوهر زدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5361

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور