صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5360

غزل شمارهٔ 5360

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رزدم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم

سنگ بر آیینه اقبال اسکندر زدم

2

جز در دولتسرای دل درین عبرت سرا

بانگ نومیدی برآمد هر در دیگر زدم

3

آن سپند کلفت آلودم در آتشگاه عشق

کز غبار سینه گل بر روزن مجمر زدم

4

تشنه دیدار بر گردد ز دریا خشک لب

نعل وارون بود هر جایی که بر کوثر زدم

5

اخگر افسرده من مرده خاکسترست

ورنه من بر آتش خود دامن محشر زدم

6

در نقاب تاک روی دختر زر شد کبود

بس که بیرحمانه سنگ توبه بر ساغر زدم

7

قفل وسواس خرد اوقات ضایع می کند

از جنون آتش به کلک و کاغذ و دفتر زدم

8

رشته پرواز من چون سبزه خوابیده بود

در هوای سرو او چندان که بال و پر زدم

9

کشت عالم دانه شوخی ندارد همچو من

آسمان جنبید بر خود از زمین تا سر زدم

10

در عقیق بی نیازی بود دریاهای فیض

ساغر خود را عبث بر چشمه کوثر زدم

11

هر قدر صائب ز پا انداخت دریا خیمه ام

چون حباب از ساده لوحی خیمه دیگر زدم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم

شاخ خشک کهکشان پربار باشد صبحدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5359

اگلی نظم

ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم

بی گره چون رشته گشتم غوطه در گوهر زدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5361

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیخودی‌ کردم ز حسن بی حجارش سر زدم

از میان برداشتم خود را نقابی بر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2084

چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدم

از مژه طرف نقاب هر دو عالم بر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2085

دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم

صد گل و سنبل چو شمع از دود دل بر سر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2086

رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم

شیشهٔ رنگی شکستم با پری ساغر زدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2087

شب در بتخانه‌ای را با دو چشم تر زدم

کعبه در لبیک آمد حلقه تا بر در زدم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 432

ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم

بی گره چون رشته گشتم غوطه در گوهر زدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5361

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور