صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مطلع‌الانوار
  4. »بخش 8 - حکایت جوان مردان تشنه

بخش 8 - حکایت جوان مردان تشنه

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

کعبه روی چند به گرمای تیز

تشنه فتادند به دشت حجیز

22

چون به قدم طاقت گامی نماند

خون به حد جرعه به جامی نماند

33

بر تل تفسیده قضا می‌زدند

ز انده مردن سر و پا می‌زدند

44

دود اجل خاست ز هر بندشان

بی خودی از پای در افگندشان

55

ناگه از اطراف بیابان و دشت

ناقه سواری سوی ایشان گذشت

66

سوزش‌شان دید درونش بسوخت

از تف هر سوخته خونش بسوخت

77

گریه‌کنان آمد از اشتر فرود

بر سر هر تشنه روان کرد رود

88

شربتی از مطهره در طاس ریخت

زانچه خضر در لب الیاس ریخت

99

پیش یکی برد که این را بگیر

چشمهٔ حیوان خور و تشنه ممیر

1010

او طرفی کرد اشارت به یار

کوست ز من تشنه تر او را سپار

1111

چون سوی آن برد چنان کوثری

کرد روان او به سوی دیگری

1212

جست چنان هر یک از ایثار خویش

مرگ خود و زندگی یار خویش

1313

دور چو ساقی ز سر آغاز کرد

چشم حریفان قدری باز کرد

1414

مست نخستین که نخورد آن شراب

گشت مزاج از سکراتش خراب

1515

خواجه صلا گفت و جوابش نبود

خاک شد آن تشنه که آبش نبود

1616

بر دگران برد چو آن آب سرد

آن همه را نیز نماند آب خورد

1717

آب نزد کاتش‌شان مرده بود

جان ز میان زحمت خود برده بود

1818

شربت خود خورد نف از دل نشاند

و آنچه ز لب خورد ز مژگان فشاند

1919

ماند به حیرت ز چنان مردیی

کاینست جداگانه جوان مردیی

2020

هست جوان مرد درم صد هزار

کار چو با جان فتد آنجاست کار

2121

ای که نداری روش آن سران

چند چو خسرو صفت دیگران

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از پی میراث یکی خشم ناک

ریخت به کین خون برادر به خاک

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 7 - کینهٔ برادر و مهر دوست

اگلی نظم

بود یدالله بوغا در مصاف

با یکی از کینه وران در طواف

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 9 - حکایت جوان مردی شیر خدا

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور