صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مطلع‌الانوار
  4. »بخش 7 - کینهٔ برادر و مهر دوست

بخش 7 - کینهٔ برادر و مهر دوست

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

از پی میراث یکی خشم ناک

ریخت به کین خون برادر به خاک

2

تیغ به خون شسته ز پهنای دست

پیش در میر ولایت گذشت

3

دید دو برنای چو سرو بلند

یافته ز آسیب گناهی گزند

4

تیغ برآورده سیاست گری

تا به هر آسیب رباید سری

5

کرد یکی از جگر مهر زای

روی به سیاف که بهر خدای

6

گردن من زن قدری پیشتر

کو زید از من قدری بیشتر

7

وان دگرش گفت که بفگن سرم

تا مرم و مردن او ننگرم

8

هر یک ازین گونه در آن دستبرد

جان ز برای دگری می‌سپرد

9

مرد سیاستگر شمشیر گیر

ماند در ران حال تحیر پذیر

10

گفت چه خویشی است شما را به هم

وین چه طریق است وفا را به هم

11

هر دو نمودند که یاریم و بس

وین دم یاری است در آخر نفس

12

کرد برادر کش نظارگی

سر به گریبان ستمگارگی

13

گفت به سیاف که شمشیر کار

از سرشان بگذر و بر من گذار

14

دوست دهد جان خود از بهر دوست

من بکشم جان برادر ز پوست

15

هر که بدین گونه فتد در وبال

عیش حرامش بود و خون حلال

16

وان شغبی کان دو سه تن ساختند

قصه به گوش ملک انداختند

17

داد ملک آن دو جوان را خلاص

کرد به عدل این دیگری را قصاص

18

مرد که با خون خود آورد دست

چون نگری دشمن جان خودست

19

خسرو از اهل رحم این را مجو

قطع رحم را رحم الله مگو ...

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گلخنی کرد به شاهی نگاه

رفت دلش در خم گیسوی شاه

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 6 - گلخنی و آتش عشق

اگلی نظم

کعبه روی چند به گرمای تیز

تشنه فتادند به دشت حجیز

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 8 - حکایت جوان مردان تشنه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور