صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مطلع‌الانوار
  4. »بخش 7 - کینهٔ برادر و مهر دوست

بخش 7 - کینهٔ برادر و مهر دوست

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

از پی میراث یکی خشم ناک

ریخت به کین خون برادر به خاک

22

تیغ به خون شسته ز پهنای دست

پیش در میر ولایت گذشت

33

دید دو برنای چو سرو بلند

یافته ز آسیب گناهی گزند

44

تیغ برآورده سیاست گری

تا به هر آسیب رباید سری

55

کرد یکی از جگر مهر زای

روی به سیاف که بهر خدای

66

گردن من زن قدری پیشتر

کو زید از من قدری بیشتر

77

وان دگرش گفت که بفگن سرم

تا مرم و مردن او ننگرم

88

هر یک ازین گونه در آن دستبرد

جان ز برای دگری می‌سپرد

99

مرد سیاستگر شمشیر گیر

ماند در ران حال تحیر پذیر

1010

گفت چه خویشی است شما را به هم

وین چه طریق است وفا را به هم

1111

هر دو نمودند که یاریم و بس

وین دم یاری است در آخر نفس

1212

کرد برادر کش نظارگی

سر به گریبان ستمگارگی

1313

گفت به سیاف که شمشیر کار

از سرشان بگذر و بر من گذار

1414

دوست دهد جان خود از بهر دوست

من بکشم جان برادر ز پوست

1515

هر که بدین گونه فتد در وبال

عیش حرامش بود و خون حلال

1616

وان شغبی کان دو سه تن ساختند

قصه به گوش ملک انداختند

1717

داد ملک آن دو جوان را خلاص

کرد به عدل این دیگری را قصاص

1818

مرد که با خون خود آورد دست

چون نگری دشمن جان خودست

1919

خسرو از اهل رحم این را مجو

قطع رحم را رحم الله مگو ...

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گلخنی کرد به شاهی نگاه

رفت دلش در خم گیسوی شاه

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 6 - گلخنی و آتش عشق

اگلی نظم

کعبه روی چند به گرمای تیز

تشنه فتادند به دشت حجیز

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 8 - حکایت جوان مردان تشنه

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور