صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 6 - از اینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و از اهل زمانه گله می‌کند

شمارهٔ 6 - از اینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و از اهل زمانه گله می‌کند

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گرمی دل نیست چو حاصل مرا

سرد شد از آب سخن دل مرا

2

تاکی از ین شیوه به ننگی شوم

بی‌غرض آماج خدنگی شوم

3

تام گدائی کنم اسکندری

خلعت عیسی فگنم بر خری

4

محتشمانند درین روزگار

مس به زر اندودهٔ ناقص عیار

5

کوردل از دولت و کوته‌نظر

دولتشان از دلشان کورتر

6

گوش گران و همه ناموس جوی

سفله‌وش و دون‌صفت و تنگ‌خوی

7

بی کرمی نام فروشی کنند

بی گهری مرتبه کوشی کنند

8

خورده به درویش نیاز ند پیش

بیش رسانند بدانجا که بیش

9

گر برسانند، مثل، بر گدای

یک درمی ده طلبند از خدای

10

این سخن چند که بی‌خواست است

شاعری ای نیست همه راست ست

11

لیک به خواهش چو مرا نیست راه

جز به خدا یا به در باد شاه

12

هر چه گفتم ز کسی باک نیست

زهر نخوردم غم تریاک نیست

13

نیت آن دارم ازین پس به راز

کز در شه نیز شوم بی‌نیاز

14

پشت بجویم نه پناهی ز کس

چون خداوند کنم روی و بس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گرچه شد از بهر چنین نامه‌ای

داد مرا گرمی هنگامه‌ای

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 5 - چنان به‌نظر می‌رسد که آن سلطان عشرت‌طلب و هر‌دم‌خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دل‌انگیزی گماشته است‌، خرسند بود:

اگلی نظم

چند گهم بود به دل این خیال

تازه کنم هر صفتی را جمال

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 7 - (امیر خسرو ، درطی زندگی دور و دراز خویش باین توبه که در نزدیکی چهل سالگی کرده پابند نمی‌ماند، چنانکه دربیان سرگذشت او خواندیم ) با این هم، امیر خسرو آرزوی واثق داشته تا در قران السعدین تازگی‌های ادبی بیارد:

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور