صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 764

غزل شمارهٔ 764

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اریبود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود

بت پرستی را در خدمت بت یاری بود

2

کفر زلفش به رگ و پوست چنانم در رفت

که از او هر رگ من رشته زناری بود

3

گفتمش، بود غم مات گهی، آن بدمهر

از برای دل ما نیز بگفت، آری بود

4

دل گمگشته همی جستم در هر مویش

خنده می کرد به شوخی که دلت باری بود

5

سرگذشت دل خود گفتم در پیش خیال

محرم راز شب تیره و دیواری بود

6

زلف بنمودش آلوده به خون، گفت، آری

یادمی آیدم آنجا که گرفتاری بود

7

می تراوید از چشم ترم اندک اندک

هر کجا در جگر سوخته آزاری بود

8

شمع بگریست زمانی و زهر سوز بمرد

سوزم از گریه همی مرد که بسیاری بود

9

هر که خسرو را دید از تو جدا، گفت به درد

وقتی این بلبل شوریده به گلزاری بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود

دل آواره شده نیز، از آن تن بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 763

اگلی نظم

باز عشق تو مرا مژده رسوایی داد

فتنه را عهده کار من شیدایی داد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 765

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شب فغان را به در خلوت او باری بود

ناله برچید اگر در دلش آزاری بود

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور