صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 165

غزل شمارهٔ 165

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ازمیگفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دلم زو شب حدیث ناز می گفت

همی گفت آن حدیث و باز می گفت

2

نمی آمد مرا خواب از غم دوست

ز هجران سرگذشتی باز می گفت

3

خیال غمزه از پیکان دلدوز

پیام ترک تیرانداز می گفت

4

نهان می مردم و می زیستم باز

که جان با من سخن زان ناز می گفت

5

مرا می کشت یاد آن که روزی

به غمزه با من آن بت راز می گفت

6

خوش آن مرغی که می آمد از آن باغ

کبوتر را سلام باز می گفت

7

دل من مست بود و قصه دوست

گهی زانجام و گه ز آغاز می گفت

8

ز زلفش عقل می نالید با چشم

جفای دزد با غماز می گفت

9

چو چنگ غم زده در گریه خسرو

سرود عاشقان با ساز می گفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست

ولیکن بی وفایی این قدر هست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 164

اگلی نظم

جفا کز وی برین جان زبون رفت

نگویم، گر چه از گفتن فزون رفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور