صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1361

غزل شمارهٔ 1361

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم

کی بود باز که چون بخت در آیی ز درم؟

2

گفتم احوال دل خویش بگویم به کسی

لیکن از بی خبری رفت به عالم خبرم

3

پیش از این یک نفسم بی تو نمی رفت بسر

بعد از این تا ز فراق تو چه آید به سرم

4

جان سپر ساخته ام ناوک هجران ترا

تا همه خلق بدانند که من جان سپرم

5

بی گل روی تو چون غنچه دلم تنگ آمد

بیم آن است که بر خویش گریبان بدرم

6

سرو گفتم که به بالای تو ماند روزی

زهره ام نیست کزین شرم به بالا نگرم

7

خون دل می طلبم باز و یقین می دانم

که من از دست تو گر دل ببرم، جان نبرم

8

ترک دنیا کنم، ار سوی خودم راه دهی

کو سر کوی تو تا من ز جهان در گذرم

9

تا خیال رخ خوب تو مرا در نظر است

می نماید همه ملک دو جهان در نظرم

10

به صبوری بتوان کرد مداوا، خسرو

بیم آن است که هر روز که آید بترم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بی تو امید ندارم که زمانی بزیم

سهل آنست که تا چند به جانی بزیم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1360

اگلی نظم

من و گنج غم و در سینه همان سیم تنم

چه کنم؟ دل نگشاید به بهار و چمنم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1362

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

وه که از پای درافکند غم آن پسرم

چه بلا بود که پیرانه سرآمد به سرم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 315

من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟

لطف‌ها می‌کنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 328

می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم

خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 383

چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟

در سر افتاده چو خورشید هوای سفرم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5633

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور