صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 42 - صفت طعام هندی

شمارهٔ 42 - صفت طعام هندی

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گرم‌ترین کارگزاران خوان

مایده کردند ز مطبخ روان

2

خوانچهٔ آراسته بیش از هزار

بر همه الوان نعم کرده بار

3

بانگ روا رو که ز اختر گذشت

بلک زنه خوانچه صلا بر گذشت

4

گشت علم از خورش ارجمند

خوانچه از آن ساخت سه پایه بلند

5

صد قدح از شیرهٔ آب نبات

در مزه هم شیرهٔ آب حیات

6

کرد گز رسوئی حریفان نخست

کام می آلوده ز جلاب شست

7

شربت لبگیر کزان آب خورد

جان گسسته بتوان وصل کرد

8

از پس آن دور درآمد بخوان

دائرهٔ مهر شده دور نان

9

نان تنگ صاف بران گونه بود

کز تنگی رو به دگر سو نمود

10

نان نگوییم که قرص خورست

عیسی اگر خوان بکشد درخورست

11

نان تنوری ز طرف قبه بست

زانک بخوان شهٔ عالم نشست

12

کاک در آن مرتبه رو ترش کرد

لاجرمش روئی چنان مانده زرد

13

یافته سنبوسه ز تثلیث اثر

برهٔ بریان شرف از قرص خور

14

خواند زبان بره پهلوی بز

بر سر پولاد، که: منی ارز

15

پهلوی مسلوخ هلالی گشاد

طرفه که سی غره بیک سلخ زاد

16

چرب دم دنبه دو من یکسره

چرب تر از دم دنبک آهو بره

17

خنده برون داد سر گو سپند

هم به جوانی شده دندان بلند

18

دنبهٔ کوهی که بهر خوانچه بر

ده مه رفته و دو قرنش بسر

19

صد نعم از هر نمطی دیگ پز

مردم از آن لب کزو انگشت مز

20

پخته بسی مرغ بهر گونه طرز

ازو لج و تیهو و دراج و چرز

21

صحنک حلوا همه شکر سرشت

چاشنیش از طبقات بهشت

22

تختهٔ صابونی شکر نوید

راست چو جامه به سفیدی سفید

23

داده بسی طیب معنبر بران

خورده کافورتر و زعفران

24

در تن مردان مزه ذاتی شده

ناطقه هم روح نباتی شده

25

بهرهٔ خود برد چو کام از خورش

یافت ز لذت دل و جان پرورش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیل چو کوهی که بود بی‌سکون

چارستون زیر که بی ستون

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 41 - در وصف پیل جنگی هندی

اگلی نظم

بیره تنبول که صد برگ بست

چون گل صد برگ بیامد بدست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 43 - در وصف جویدن «پان در هند»

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور