صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 41 - در وصف پیل جنگی هندی

شمارهٔ 41 - در وصف پیل جنگی هندی

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

پیل چو کوهی که بود بی‌سکون

چارستون زیر که بی ستون

2

وان جل زر نیش به فرو شکوه

سایه همی کرد به بالای کوه

3

سود بگردون سر شنگرف سای

رنگ شفق زو شده شنگرف زای

4

پیچش خرطوم بسان کمند

اژدری افتاده ز کوه بلند

5

اژدر آن کوه شده پارپیچ

مار ازو یافته در غار پیچ

6

بر شده بالا و سوارش بلند

چون دو پیاده به پس پیل بند

7

در ته پا کوه زمین سای او

پایهٔ کوهی به صفت پای او

8

زان سپر انگیزیی سهمناک

در تهٔ پایش سپری گشته خاک

9

شاه ز بندی که به پایش فگند

مات شده صد شه از آن پیل بند

10

گر به سپل پای برادر ز جای

سلسله فریاد بر ارد ز پای

11

کشتی عاج است تو گوئی روان

گشته دو گوشش زد و سو بادبان

12

گوش که با چشم همی کرد لاغ

مروحه‌ای بود به پیش چراغ

13

طرفه که آن مروحه ز آسیب باد

هیچ گزندی به چراغش نداد

14

بر کشد از تارک بدخواه مغز

وزین دندان کند این کار نغز

15

در صف کین کرده به دندان ستیز

خون عدو خورده به دندان تیز

16

خصم ترش را که بدندان درید

زان ترشی کندی دندان ندید

17

چون جرسش، در روش، آواز داد

گنبد گردنده صدا باز داد

18

بانگ بلندش زده با رعد کوس

ابر بلندش به قدم داد بوس

19

خورده زخم خانهٔ دولت شراب

مست شده، کرده جهانی خراب

20

از می شه بس که رخش یافت رنگ

کرد فراموش خورشهای بنگ

21

تا ز می مجلس شه مژده یافت

بنگ رها کرد و به مجلس شتافت

22

الغرض آن پیل و همان تاج و تخت

کان نرسد جز به خداوند بخت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کرد چوره در سرطان آفتاب

چشمهٔ خورشید فرو شد باب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 40 - در صفت باران موسمی هند

اگلی نظم

گرم‌ترین کارگزاران خوان

مایده کردند ز مطبخ روان

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 42 - صفت طعام هندی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور