صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 40 - در صفت باران موسمی هند

شمارهٔ 40 - در صفت باران موسمی هند

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

کرد چوره در سرطان آفتاب

چشمهٔ خورشید فرو شد باب

22

ابر سرا پرده به بالا کشید

سبزه صف خویش بصحرا کشید

33

آب فرو ریخت به کار زمین

زد همه بنشست غبار زمین

44

سیل، عنان بس که به تندی گزاشت

باد به زنجیر نگاهش نه داشت

55

چون دهل رعد شد از آب غرق

گرم شد از آتش سوزان برق

66

گرم چنان شد که چو آواز داد

غلغله در گنبد گردون فتاد

77

قوس قزح گشت کمان وار کوز

از دو طرف سبز پی و سرخ توز

88

تاب کشید آتش به رقش چنان

کش نم صد ابر نه دارد زیان

99

جوی که شد مست خوش و آبدار

آب گرفتش لب و سبزه کنار

1010

صفوت آب ار تو ندانی محال

زیر زمین ابر نمود از خیال

1111

تندی سیلاب به بالای کوه

از شغب آورد زمین را ستوه

1212

ماند همه وقت خط سبزه‌تر

از کف خورشید نهان شد اثر

1313

هر دمنی یک گل و صد آب جو

هر چمنی صد گل و صد آبرو

1414

برق به شمشیر در آورد تاب

گشت زره پوش سواران آب

1515

برق، بهر سوی، بتابی دگر

دست، بهرجوی، بر آبی دگر

1616

پرده نشین گشت فلک سو به سو

با همه زالی شده پوشیده رو

1717

جوی که شد برهنه سیمین تنش

جامه غوکی شده پیراهنش

1818

خاک ز بی آبی امان یافته

چشمه ز جوی آب روان یافته

1919

چون زمین از آب شده سیم ناب

باد گره بر زده بر سیم آب

2020

جوی رسیده به بلندی ز سیل

هم به تواضع به نشیبش میل

2121

زود ز مستی به فغان آمده

دور خرابی به کران آمده

2222

ماند بهر شهر عمارت در آب

محتکران را شده خانه خراب

2323

چرخ نگون طشت شده سیل بار

طشت نگون، آب نه گیرد قرار

2424

ابر هوا خواه گلستان شده

آب کش مجلس مستان شده

2525

باغ که از سبزه شد آراسته

ابر سیه را به هوا خواسته

2626

برگ درختان تر از شاخسار

هر همه در بار و درآورده بار

2727

ابر شده کوه بلند از شکوه

برق شده بر سر او تیغ کوه

2828

بزر گران در گل لغزان اسیر

تکیه‌اشان بر کرم دستگیر

2929

شالی سر سبز ندانم که چیست

کاب گذشت از سر و آنگاه زیست

3030

سبزه نورسته تو گوئی مکر

بچه طوطی ست که شد سیخ پر

3131

سبزه به صحرا شده چون نوخطان

ملک جهان گشته به کام بطان

3232

ژاله زنان بر سر کل مرغ سنگ

با سر گل خوش بود از سنگ جنگ

3333

غوطهٔ مرغابی رعنا بجوی

از سر طوفان شده پایاب جوی

3434

نول حواصل شده مقراض پر

جامهٔ او نقره و مقراض زر

3535

جرعه که طاوس ز باران بخورد

هم به سرود آمده هم جلوه کرد

3636

یافته دراج خوشی در هوا

شیر و شکر داد برون از نوا

3737

زاب زمین شوی، بهر شاخ بید

زاغ شده قمری جامه سپید

3838

میوه این فصل رسیده به شاخ

گرد چمن طعمهٔ مرغان فراخ

3939

خسته شده سینهٔ خرما ز خار

خنده همی کرد به پرده انار

4040

موز، به یک برگ بپوشید شاخ

برگ ازو گشته به بستان فراخ

4141

نغزک ا خوش نغز کن بوستان

نغزترین میوه هندوستان

4242

میوه به باغ ار ز یکی ده بود

پخته شود خوردنش آنگه بود

4343

میوه نغزک هم از آغاز بر

گشته نبات زمین از شیره تر

4444

ابر در افشان شهٔ دریا نوال

ابرش خود راند بدار الجلال

4545

آب فراخی همه را تا به گنگ

و آمده لشکر همه از آب تنگ

4646

لشکر انبوه چو دریا بجوش

سیل ز جنبیدن آن در خروش

4747

بود سراسر زمین از آب پر

هم ز هوا سوخته میشد شتر

4848

گر چه که بود آب روان تا شکم

اسپ نکرد آتش خود هیچ کم

4949

پای ستوران به زمین در شده

گاو زمین را سم‌شان سر شده

5050

خیمه لشکر همه بر روی آب

راست چو دریا که برارد حباب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ساخته از حکمت کار آگهان

خانهٔ گردنده بگرد جهان

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 39 - در وصف کشتی هندی

اگلی نظم

پیل چو کوهی که بود بی‌سکون

چارستون زیر که بی ستون

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 41 - در وصف پیل جنگی هندی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور