صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 4 - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد:

شمارهٔ 4 - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد:

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

از درشه با همه شرمندگی

آمدم اندر وطن بندگی

2

خم شده از بارگهر گردنم

فرض شده خدمت شه کردنم

3

گوشه گرفتم ورق دل به دست

عقل سراسیمه و اندیشه مست

4

روی نهان کردم از ابنای جنس

نی غلطم بلکه خود از جن و انس

5

آب معانی ز دلم زاد زود

آتش طبعم به قلم داد و دود

6

چون به توکل شدم اندیشه سنج

سینهٔ خاکیم برون داد گنج

7

همت مردانه ببستم به کار

ریختم از خامه در شاهوار

8

باز نیامد قلمم تا سه ماه

روز و شب از نقش سپید و سیاه

9

تا ز دل کم هنر و طبع سست

راست شد این چند خط نادرست

10

ساخته گشت از روش خامه‌ای

از پس شش ماه چنین نامه‌ای

11

در رمضان شد به سعادت تمام

یافت قران نامهٔ سعدین نام

12

آنچه به تاریخ زهجرت گذشت

بود سنه ششصد و هشتاد و هشت

13

سال من امروز اگر بررسی

راست بگویم همه شش بود و سی

14

زین نمط آراسته بکری چو ماه

باد قبول دل دانای شاه

15

کس چه شناید که چه خون خورده‌ام

کاین گهر از حقه برآورده‌ام

16

ساخته‌ام این همه لعل و گهر

از خوی پیشانی و خون جگر

17

تانهم از فکرت پنهانیش

گه به جگر، گاه به پیشانیش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بعد دو روزی که رسیدم ز راه

زآمدنم زود خبر شد به شاه

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 3 - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم آوردن شرح دیدار او سال پیش بین پسر و پدر (کیقباد و ناصرالدین محمود) نمود، زیرا امیر خسرو خود گواه آن وقایع بود که، آن زمان سبب استحکام اوضاع سلطنت هند گردید در قران السعدین می‌گوید:

اگلی نظم

گرچه شد از بهر چنین نامه‌ای

داد مرا گرمی هنگامه‌ای

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 5 - چنان به‌نظر می‌رسد که آن سلطان عشرت‌طلب و هر‌دم‌خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دل‌انگیزی گماشته است‌، خرسند بود:

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور