صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1754

غزل شمارهٔ 1754

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اکرده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چو بوی زلف تو همراهی صبا کرده

ربوده جان ز من و کالبد رها کرده

2

پناه سوزش بیچارگان شده زلفت

که در کناره خورشید تکیه جا کرده

3

کلاه تو که شده کج ز باد رعنایی

هزار پیرهن عاشقان قبا کرده

4

به یک خدنگ که بگشاد نرگس مستت

دلم ز سینه و جانم ز تن رها کرده

5

تو هیچگاه ندیدی مرا به چشم نکو

منت نهان ز پی چشم بد دعا کرده

6

خیالت آمده هر دم به پرسش دل من

دوید اشک منش پیش، مرحبا کرده

7

سپیده دم تو به خواب و مرا بکشته ز رشک

مراغه ها که به گرد رخت صبا کرده

8

چو شکر دیدن رویت ندیده ام هجران

به نانمودن رویت مرا سزا کرده

9

عقوبتی که به شبهای هجر دید دلم

ستارگان را بر خویشتن گوا کرده

10

خیال تو که ازو غرق خون شدم هر چند

میان خون دل خسرو آشنا کرده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مهی در آمده و در درونه جا کرده

برفته جان و به تو جای خود رها کرده

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1753

اگلی نظم

بکش به گرد رخ خط دلربا پرده

که هیچکس نکند آفتاب را پرده

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1755

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بتی که بود چو جانم به سینه جا کرده

گرفت راه جدایی وداع ناکرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 433

رسید یار طریق جفا رها کرده

گره ز ابرو و برقع ز روی وا کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 871

مهی در آمده و در درونه جا کرده

برفته جان و به تو جای خود رها کرده

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1753

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور