صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مطلع‌الانوار
  4. »بخش 11 - حکایت دم زندگانی به حق عیسی(ع)

بخش 11 - حکایت دم زندگانی به حق عیسی(ع)

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

صبح دمی رفت مسیحا به دشت

سبزه صحرا به دمش زنده گشت

2

بی خردی در رخ آن گنج زار

کرد به دشنام زبان را در آن

3

هر چه که گفت او سخن ناصواب

زین طرفش بود به رحمت جواب

4

او به خصومت همه نفرین فزود

وین به لطافت همه تحسین نمود

5

گر چه زد او خنجر پهلو گزای

بود ز عیسی نفس جان فزای

6

گفت رفیقی که نگونیت چیست

پیش زبون گیر زبونیت چیست

7

زو چو به رویت ستم افزون بود

تو سخن از لطف کنی چون بود

8

گفت مسیح از دم روح اللهی

کای ز دمم جان تو بی آگهی

9

هر کس از آن سکه که در کان اوست

آن بدر آرد که به دکان اوست

10

او خم سرکه است کجا می‌دهد

وانکه نباتست به دل کی دهد

11

من نشوم چون ز وی افروخته

او شود از من ادب آموخته

12

من که ز دم مایه ده جان شدم

این صفتم داد خدا زان شدم

13

خلق نکو باد مسیحا بود

پاسخ بد مرگ مفاجا بود

14

خسرو اگر خوش دمی از هم دمان

رو که تویی عیسی آخر زمان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

داشت شبانی رمه در کوهسار

پیر و جوان گشته ازو شیر خوار

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 10 - حکایت شیر فروش متقلب

اگلی نظم

باغ در ایام بهاران خوش است

موسم گل با رخ یاران خوشست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مطلع‌الانوار»بخش 12 - بهار و خزان طبیعت و شباهت طبیعت آدمی به آن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور