صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 37 - عقد کردن خسرو شیرین را

بخش 37 - عقد کردن خسرو شیرین را

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ملک فرمود کآید موبدی زود

کند پیوسته مقصودی به مقصود

2

خردمندی طلب کردند هشیار

ز دل دریاوش و از لب گهر بار

3

در آمد کاردان و راز پرسید

دو یک دل را رضاها باز پرسید

4

پس آنگه بر طریق آن دو همکیش

معین کرد کابینی ز حد بیش

5

به باریدن در آمد گوهر و در

چو دریا شد تهی گاه زمین پر

6

روان شد با عروس خویشتن شاه

که بیند جلوهٔ خورشید با ماه

7

شه از بس خوش دلی رو در زمین برد

سر اندر پای یار نازنین برد

8

فرو غلطید پیش آن پریزاد

چو سایه زیر پای سرو آزاد

9

پری پیکر در آن عاشق نوازی

شده مست از شراب عشق بازی

10

پریشان گشته زلف نیم تابش

بگرد غمزه‌ها می گشت خوابش

11

ز مستی سر به زانوی ملک برد

سر خود را به دست خویش بسپرد

12

ملک سر مست و دولت سازگارش

مرادی آن چنان اندر کنارش

13

ز سوز عشق کاتش در دل افروخت

غزل می گفت شاه و شمع می سوخت

14

ز شیرین کاری شیرین دل بند

فراوان خورده بود انگور در قند

15

چو آن شب نازنین را بی خبر یافت

مکافات عمل را وقت در یافت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو مه در چادر شب رفت در خواب

فرو پیچیدگی گردون نطع مهتاب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 36 - شکر ریزی عروسی خسرو و شیرین و فرستادن خسرو انگشتری را به رسم پیمان

اگلی نظم

چو مه در جلوه شد با نازنینان

به خلوت رفت از آن خلوت نشینان

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 38 - زفاف خسرو و شیرین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور