صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1105

غزل شمارهٔ 1105

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارتر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر

دل نیست در جهان ز دل من فگارتر

2

می گوی تلخ از آن لب شیرین که زهر تست

ز آب حیات بر دل و جان سازگارتر

3

خلق از تو با کمال وفا با شکایتند

من هر چه بیش می کشیم شرمسارتر

4

پیش تو جان شکافم و باور نیایدت

هرگز ندیده ام ز تو بی استوارتر

5

گفتم که هوشیار شو، ای دل، به کار عشق

عقلم به گوش گفت ز من هوشیارتر

6

در عشق بدگوار بود پند دشمنان

حقا که پند دوست از آن ناگوارتر

7

پرسی که چون نخست دلت بیقرار نیست

گر باورم کنی قدری بیقرارتر

8

رخ هر چه بیش بر در تو می زنم به سنگ

بختم نگر که هست زرم بی عیارتر

9

هم خود برون برآر، چو خسرو بگویدت

کاخر ز چیست چشم من سوکوارتر؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر

بر صید تیر مفگن و از خلق جان مبر

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1104

اگلی نظم

هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر

دل از برم رمیده و من زو رمیده تر

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1106

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شبلی را - قدس الله تعالی سره - شوری افتاد، به بیمارستان بردند جمعی به نظاره وی رفتند پرسید که شما کیانید؟ گفتند: دوستان تو سنگ برداشت و بر ایشان حمله کرد جمله بگریختند بخندید گفت: بازآیید ای مدعیان که دوستان از دوستان نگریزند و از سنگ جفایشان نپرهیزند.

آن است دوستدار که هر چند دشمنی

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 13

در شهر مرد نیست ز من نابکارتر

مادر پسر نزاد ز من خاکسارتر

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 207

از خط سبز چهره شود آبدارتر

در نو بهار، صبح بود بی غبارتر

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4722

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور