صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 127

غزل شمارهٔ 127

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انتوانرفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت

بی سرو خرامنده به صحرا نتوان رفت

2

دی رفت سوی باغ و ندانست غم ما

این نیز ندانست که بی ما نتوان رفت

3

صحرا و چمن پهلوی من هست بسی، لیک

همره شو ای دوست که تنها نتوان رفت

4

کردیم رها جان و دل از بهر رخت، زانک

با غمزدگان سوی تماشا نتوان رفت

5

ماییم و سر کوی تو گر پیش نخوانی

اینجا بتوان مرد و ازینجا نتوان رفت

6

گفتم که ز کویت بروم تا ببرم جان

گفتن بتوان جان من، اما نتوان رفت

7

ای قافله، در بادیه ام پای فرو ماند

بگذر که در کعبه به این پا نتوان رفت

8

مپسند که در پیش لبت مرده بمانم

تا زیسته از پیش مسیحا نتوان رفت

9

خسرو، پس ازین مذهب خورشید پرستی

مؤمن شده در قبله ترسا نتوان رفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت

از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126

اگلی نظم

افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت

کاری به جهان نی به مراد دل ما رفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور