صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 337

غزل شمارهٔ 337

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انتواندداشت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت

به صبر کوشد و خود را بر آن تواند داشت

2

به کام دشمنم از هجر و دوستی نه که او

دلی به سوی من ناتوان تواند داشت

3

کشید خصم تو تیغ و مرا شفیعی نه

که دست مصلحتی در میان تواند داشت

4

ببرد دزد غم دل که یار خواب آلود

چگونه پاس دل دوستان تواند داشت

5

خراب چشم خودم وین نه آن می است که چشم

شراب خوار مرا میهمان تواند داشت

6

بسوزم و نزنم دم که نیست همدردی

که راز سوخته ای را نهان تواند داشت

7

همی کشند که نامش مبر، چو در دلم اوست

زیان چگونه زبان در دهان تواند داشت

8

نماند از مه و خورشید نازنین مرا

حیات باد که او جایشان تواند داشت

9

متاع عمر که بر باد می رود از دست

مگر که لشکر رطل گران تواند داشت

10

عنایتی بکن، ای دوست، بنده خسرو را

سر نیاز بر آن آستان تواند داشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رخ تو رشته زلف از برای آن آویخت

که آفتاب بدان رشته می توان آویخت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 336

اگلی نظم

نگار من که ز جنبیدن صبا خفته ست

بگوی بهر دلم، ای صبا، کجا خفته ست؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 338

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور