صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 269

غزل شمارهٔ 269

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

قافیہ: ست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نرگس مست تو خواب آلوده است

لب لعل تو شراب آلوده است

2

آگه از ناله من کی گردد

چشم مست تو که خواب آلوده است

3

خویی کز عارض تو باز شده ست

برگ گل را به گلاب آلوده ست

4

لب تو در دل من بنشسته ست

نمکی را به کباب آلوده ست

5

ازتری خواست چکیدن آری

لب تو کز می ناب آلوده ست

6

سخن تلخ تو زان شیرینست

که شکر را به جواب آلوده ست

7

بنده خسرو چه گنه کرد امروز

که حدیثت به عتاب آلوده ست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شکرین لعل تو کان نمک است

گرچه شکر نه مکان نمک است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268

اگلی نظم

ای که روی تو حیات جان است

دیده جایت شده جای آنست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

معشوق هر لحظه از دریچۀ هر صفتی با عاشق روی دیگر نماید،‌عین عاشق از پرتو روی او هر دم روشنائی دیگر یابد، هر چند جمال بیش عرضه کند، عشق غالب تر آید، و هرچند عشق مستولی‌تر گردد، جمال خوب‌تر نماید و بیگانگی معشوق از عاشق بیشتر شود، تا عاشق از جفای معشوق در عشق گریزد و از دو گانگی در یگانگی آویزد، گفته‌اند:‌ ظهور انوار بقدر استعداد است و فیض بقدر قابلیت.

گر ز خورشید بوم بی نور است

عراقی»لمعات»لمعۀ هفدهم

خوی شه عربده جو افتادست

کشته یی بر سو کو افتاده ست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127

ای که روی تو حیات جان است

دیده جایت شده جای آنست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور