صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 943

غزل شمارهٔ 943

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ستخواهمبود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

منم که تا زیم از عشق مست خواهم بود

به راه خوبان چون خاک پست خواهم بود

2

چو عقل از سر تقوی ز دست رفت، کنون

شراب در سر و ساغر به دست خواهم بود

3

کلید باده در انداخته به پرده دل

خدای تا در توبه نبست خواهم بود

4

ببرد حسن بتان دینم، ای مسلمانان

چو هندوان پس از این بت پرست خواهم بود

5

از اشتیاق تو در رنج، نیست خواهم شد

در آرزوی تو تا عمر هست، خواهم بود

6

به سینه زن نه به دیده خدنگ غمزه، از آنک

ز دیده من به تماشای شست خواهم بود

7

خط تو گفت در آغاز خاستن، کاینک

منم که فتنه اهل نشست خواهم بود

8

دل از خط تو مرا گفت، رو به گلشن و باغ

که من به سایه آن خاک پست خواهم بود

9

صلاح کاهش جان است، عشق خواهم باخت

فساد لذت عیش است، مست خواهم بود

10

نگار من عمل زلف خود مرا فرمای

اگر چه روز و شب اندر شکست خواهم بود

11

چو خورد هم به ازل جام عاشقی، خسرو

همیشه مست شراب الست خواهم بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شب اوفتاد و غمم باز کار خواهد کرد

دو چشم تیره ستاره شمار خواهد کرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 942

اگلی نظم

نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود

نظاره تو بلا شد که آن زمانم بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 944

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور