صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 942

غزل شمارهٔ 942

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارخواهدکرد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شب اوفتاد و غمم باز کار خواهد کرد

دو چشم تیره ستاره شمار خواهد کرد

2

به کینه، ای بت نامهربان، چنین خونم

مخور که این میت آخر خمار خواهد کرد

3

چو یار دید که قصد رقیب دارم، گفت

گدا نگر که به سگ کارزار خواهد کرد

4

خیال یار گذر کرد این طرف، ای صبر

بیا که باز مرا بیقرار خواهد کرد

5

مرا ز تنگی خاطر هوای این خانه

چنین که می نگرم، سایه وار خواهد کرد

6

دلم به صحبت رندان همی کشد دایم

دعای پیر خرابات کار خواهد کرد

7

گزیر نیست ز تو، هر جفا که هست، بکن

که بنده هر چه بود، اختیار خواهد کرد

8

مگو حکایت او، ای رقیب بد، چندین

که در دلم همه شب خارخار خواهد کرد

9

مشو وبال زده ای اجل، تو در حق من

که آنچه مصلحت تست یار خواهد کرد

10

به عشق مرد شود کشته، وین هنر، خسرو

اگر حیات بود، مردوار خواهد کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کرد

حکایت دل شیدا نمی توانم کرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 941

اگلی نظم

منم که تا زیم از عشق مست خواهم بود

به راه خوبان چون خاک پست خواهم بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 943

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور