صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1448

غزل شمارهٔ 1448

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ازمیگفتم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نبودی آن که منت دلنواز می گفتم

چرا ز ساده دلی با تو راز می گفتم؟

2

همه حکایت ناز تو گفتمی، زین پیش

کنون بلای من است آن که ناز می گفتم

3

دلا، بسوختی و تلخ می نمود ترا

من ار ز پند حدیثیت باز می گفتم

4

خوش آن شبی که به روی تو باده می خوردم

به آب دیده همه شب نیاز می گفتم

5

عظیم درد سر آورد نازنین مرا

که من فسانه به غایت دراز می گفتم

6

دلش گر از سخن من گرفت، بر حق بود

که دردهای دل جانگداز می گفتم

7

هر آن سخن که ازو یاد بود، شب تا روز

تمام می شد و هر بار باز می گفتم

8

خیال خنده نمی سوخت جان خسرو و من

دعای آن لب کهتر نواز می گفتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من آنچه دوش بدین جان مبتلا گفتم

همه حکایت آن طره دو تا گفتم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1447

اگلی نظم

بیا که بهر تو جان در بلا گرو کردم

بتی خریدم و هر دو سرا گرو کردم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1449

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور