صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1447

غزل شمارهٔ 1447

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اگفتم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

من آنچه دوش بدین جان مبتلا گفتم

همه حکایت آن طره دو تا گفتم

2

گرت هوای می است و شرابخواره من

بیا که خون دل و دیده را صلا گفتم

3

به شهر در دف رسواییم بزد همه خلق

کجا به پیش تو دیوانه ماجرا گفتم

4

هنوز باز نمی آید این دل بی شرم

تبارک الله تا من بدو چها گفتم

5

کنون مرا به سر کوی شاهدان جویند

که ترک صحبت مردان پارسا گفتم

6

به هر جفا که ز خوبان رسد سزاوارم

که بیدلان را بسیار ناسزا گفتم

7

ز صبر اگر سخنی گفتم، ای فراق، مکش

گناه کردم و بد کردم و خطا گفتم

8

اگر به خدمت یاران من رسی، ای باد

سلام من برسانی که من دعا گفتم

9

دلی که رفت ز تو، خسروا، در آن سر زلف

بجوی و خواه مجو، باز من ترا گفتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به جان رسیدم و از دل خبر نمی یابم

وز آن که نیز دلم برد اثر نمی یابم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1446

اگلی نظم

نبودی آن که منت دلنواز می گفتم

چرا ز ساده دلی با تو راز می گفتم؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1448

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور