صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 2 - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد:

شمارهٔ 2 - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد:

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

من ز پی شرم خداوند خویش

رفته ز جای خود و پیوند خویش

22

مادر من پیرزن سبحه سنج

مانده به دهلی ز فراقم به رنج

33

روز و شب از دوری من بی‌قرار

سوختهٔ داغ من خام کار

44

حال خود ونامهٔ امیدوار

باز نمودم به خداوند گار

55

داد اجازت به رضای تمام

تا نهم اندر رهٔ مقصود گام

66

خرچ رهم زان کف دریا اثر

گرم روان کرد دو کشتی زر

77

تا زچنان بخشش مفلس پناه

شکرکنان پای نهادم به راه

88

شوق کشان کرد گریبان من

گریه زده دست به دامان من

99

حامل خون کرد غم مادرم

زاد همین بود به راه اندرم

1010

قطع کنان راه چوپیکان تیز

بلکه چوتیر آمد اندر گریز

1111

یک مه کامل بکشیدم عنان

راه چنین بودو کشش آن چنان

1212

هم چو مه عید خوش وشاد بهر

درمه ذیقعده رسیدم به شهر

1313

خنده زنان همچو گل بوستان

چشم گشادم به رخ دوستان

1414

مرغ خزان دیده به بستان رسید

تشنهٔ به سرچشمهٔ حیوان رسید

1515

مرده دل از حال پریشان خویش

زنده شد از دیدن خویشان خویش

1616

دیده نهادم به هزاران نیاز

بر قدم مادر آژرم ساز

1717

مادر من خستهٔ تیمار من

چون نظر افگند به دیدار من

1818

پرده ز روی شفقت بر گرفت

اشک فشانان ببرم در گرفت

1919

داد سکونی دل آشفته را

کرد وفا نذر پذیرفته را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

با علم فتح دران راه دور

سایه فشان شد بحد« کنت پور»

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 1 - امیر خسرو در قرآن السعدین شرح می‌دهد که چون سلطان به «خان جهان» اقطاع «اوده»را عطا کرد ، وی با «خان جهان» در انجا ماند

اگلی نظم

بعد دو روزی که رسیدم ز راه

زآمدنم زود خبر شد به شاه

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 3 - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم آوردن شرح دیدار او سال پیش بین پسر و پدر (کیقباد و ناصرالدین محمود) نمود، زیرا امیر خسرو خود گواه آن وقایع بود که، آن زمان سبب استحکام اوضاع سلطنت هند گردید در قران السعدین می‌گوید:

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور