صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 2 - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد:

شمارهٔ 2 - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد:

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

من ز پی شرم خداوند خویش

رفته ز جای خود و پیوند خویش

2

مادر من پیرزن سبحه سنج

مانده به دهلی ز فراقم به رنج

3

روز و شب از دوری من بی‌قرار

سوختهٔ داغ من خام کار

4

حال خود ونامهٔ امیدوار

باز نمودم به خداوند گار

5

داد اجازت به رضای تمام

تا نهم اندر رهٔ مقصود گام

6

خرچ رهم زان کف دریا اثر

گرم روان کرد دو کشتی زر

7

تا زچنان بخشش مفلس پناه

شکرکنان پای نهادم به راه

8

شوق کشان کرد گریبان من

گریه زده دست به دامان من

9

حامل خون کرد غم مادرم

زاد همین بود به راه اندرم

10

قطع کنان راه چوپیکان تیز

بلکه چوتیر آمد اندر گریز

11

یک مه کامل بکشیدم عنان

راه چنین بودو کشش آن چنان

12

هم چو مه عید خوش وشاد بهر

درمه ذیقعده رسیدم به شهر

13

خنده زنان همچو گل بوستان

چشم گشادم به رخ دوستان

14

مرغ خزان دیده به بستان رسید

تشنهٔ به سرچشمهٔ حیوان رسید

15

مرده دل از حال پریشان خویش

زنده شد از دیدن خویشان خویش

16

دیده نهادم به هزاران نیاز

بر قدم مادر آژرم ساز

17

مادر من خستهٔ تیمار من

چون نظر افگند به دیدار من

18

پرده ز روی شفقت بر گرفت

اشک فشانان ببرم در گرفت

19

داد سکونی دل آشفته را

کرد وفا نذر پذیرفته را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

با علم فتح دران راه دور

سایه فشان شد بحد« کنت پور»

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 1 - امیر خسرو در قرآن السعدین شرح می‌دهد که چون سلطان به «خان جهان» اقطاع «اوده»را عطا کرد ، وی با «خان جهان» در انجا ماند

اگلی نظم

بعد دو روزی که رسیدم ز راه

زآمدنم زود خبر شد به شاه

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 3 - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم آوردن شرح دیدار او سال پیش بین پسر و پدر (کیقباد و ناصرالدین محمود) نمود، زیرا امیر خسرو خود گواه آن وقایع بود که، آن زمان سبب استحکام اوضاع سلطنت هند گردید در قران السعدین می‌گوید:

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور