خیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 52رباعی 52شاعر: خیاموزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: فتگانمیبینمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر مَفْرشِ خاک خفتگان میبینمدر زیر زمین نهفتگان میبینم2نقل کریںچندانکه به صحرای عدم مینگرم،ناآمدگان و رفتگان میبینم!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای بس که نباشیم و جهان خواهد بودنی نام زِ ما و نه نشان خواهد بودخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 51اگلی نظماین کهنه رِباط را که عالم نام استآرامگَهِ اَبْلَقِ صبح و شام استخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 53زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبر بستر خاک خفتگان میبینمدر زیر زمین نهفتگان میبینمعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 39بر مفرش خاک، خفتگان میبینمدر زیرِ زمین، نهفتگان میبینمخیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 125ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای بس که نباشیم و جهان خواهد بودنی نام زِ ما و نه نشان خواهد بودخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 51
اگلی نظماین کهنه رِباط را که عالم نام استآرامگَهِ اَبْلَقِ صبح و شام استخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»گردش دوران [56-35]»رباعی 53
بر بستر خاک خفتگان میبینمدر زیر زمین نهفتگان میبینمعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 39