زمین
آن شاهد غیبی ز نهانخانه بود
زد جلوه کنان خیمه به صحرای نمود
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 35
زان جنبش و کوشش که دل خسته نمود
چون در ره جست و جوی کاری نگشود
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 37
...
...
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 12
اکنون که رخت جان جهانی بربود
در خانه نشستنت کجا دارد سود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 530
برقی که ز میغ آن جهان روی نمود
چون سوختهای نیست کرا دارد سود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 581
دل دوش در این عشق حریف ما بود
شب تا به سحرگاه نخفت و ناسود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 697
ز اول که مرا عشق نگارم بربود
همسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 724
شب رفت کجا رفت همانجای که بود
تا خانه رود باز یقین هر موجود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 743
کامل صفتی راه فنا میپیمود
چون باد گذر کرد ز دریای وجود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 778
چون دید که پیریم سپیدی بفزود
برگشت و ارادتی زیادت ننمود
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 23