جامی»دیوان اشعار»خاتمة الحیات»قطعات»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: جامیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: لهرفتصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیده ای که معزی چه گفت با سنجرچو ذکر جودت اشعار و منت صله رفت2نقل کریںمدیح من پی نشر فضایلی که تو راستبه شرق و غرب رفیق هزار قافله رفت3نقل کریںعطیه تو که وافی به جوع و آز نبودز حبس معده چو آزاد شد به مزبله رفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهست دیوان شعر من اکثرغزل عاشقان شیداییجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 10اگلی نظمجامی به شعر مدحت شیران ملک کننی مدح هر عوان که به سیرت سگ است و گرگجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمجامی به شعر مدحت شیران ملک کننی مدح هر عوان که به سیرت سگ است و گرگجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 12